|
*** گنجینه احادیث *** * احادیث چهارده معصوم (ص) و احادیث ظهور امام زمان (عج) *
| ||
|
شهادت حضرت زهرا علیها السلام تسلیت باد در مورد فدک خوب است بدانید که خلفای جور ،این حدیث را جعل کردند که همانا پیغمبران از خود چیزی برای ارث به جای نمی گذارند و آنرا بهانه کرده و گفتند پس فدک حق و ارث حضرت زهراء (ع) نیست و آنرا غصب کردند اما فراموش کردند ایه قرآن را که همانا داوود از سلیمان به ارث برد .پس در برابر این آیه قرآن مخالفان حرفی برای گفتن ندارند.
موضوعات مرتبط: ویژه نامه شهادت حضرت زهراء (ع) [ سه شنبه 5 اردیبهشت1391 ] [ ] [ در جستجوی بزرگان ]
حديث شماره : 94 روضه کافی (حَدِيثُ نَصْرَانِيِّ الشَّامِ مَعَ الْبَاقِرِ (ع ) ) داستان مرد نصرانى شام با امام باقر عليه السلام : ((94- عمربن عبدالله ثقفى گويد: هشام بن عبدالملك (خليفه اموى ) امام باقرعليه السلام را از مدينه (وطن آنحضرت ) به شام (پايتخت خلفاى اموى ) خواند و در نزد خويش جاي داد، و آنحضرت در مجالس مردم شركت مى كرد و با آنها نشست و برخاست داشت ، در اين بين روزى آن حضرت نشسته بود و گروهى از مردم در نزدش بودند و از او مسائلى مى پرسيدند نگاه آن حضرت به نصارى افتاد كه به كوهى كه در آنجا قرار داشت مى روند. حضرت پرسيد: اينها را چه شده ؟ آيا امروز عيدى دارند؟ عرض كردند: نه اى فرزند رسول خدا اينها دانشمند و عالمى در اين كوه دارند كه هر سال يك بار در چنين روزى به نزد اين دانشمند مى روند و هر چه خواهند و از هر چه در آينده سال براى آنها پيش آيد از او مى پرسند امام باقر عليه السلام فرمود: چيزى هم مى داند؟ عرض كردند: از دانشمندترين مردم است ، و از كسانى است كه شاگردان حواريين حضرت عيسى عليه السلام را درك كرده ، حضرت فرمود: چطور است كه ما نزد او برويم ؟ عرض كردند: اى فرزند رسول خدا ميل شما است ، راوى گويد: امام باقر عليه السلام سر خود را با جامه پوشانيد و به همراهان به سوى آن كوه براه افتاد و در ميان مردمى كه بكوه مى رفتند خود را انداخته و بيامدند تا در ميان نصارى نشستند. نصارى فرش گستردند و روى آن پشتيها چيدند سپس رفتند و آن عالم را بيرون آوردند و ابروهاى او را بالا بستند (كه ببيند) پس آن عالم چشمان (نافذ) خود را كه همانند چشمان افعى مى درخشيد گردانده و متوجه امام باقر عليه السلام شد و به آنحضرت گفت : اى شيخ تو از ما هستى يا از امت مرحومه ؟ امام باقر عليه السلام فرمود: از امت مرحومه هستم . عرض كرد: از دانشمندانشان هستى يا از نادانانشان ؟ فرمود: از نادانان ايشان نيستم . نصرانى گفت : من از تو بپرسم يا تو از من مى پرسى ؟ فرمود: تو از من بپرس . نصرانى رو به نصارى كرده گفت : اى گروه نصارى مردى از امت محمد به من مى گويد: تو از من بپرس شايسته است چند مسئله از او بپرسم ، سپس گفت : اى بنده خدا بگو: آن ساعتى كه نه از شب است و نه از روز چه ساعتى است ؟ امام باقر عليه السلام فرمود: ما بين سپيده دم تا زدن خورشيد. نصرانى گفت : اگر نه از ساعتهاى شب است و نه از ساعتهاى روز پس از چه ساعتى است ؟ امام عليه السلام فرمود: از ساعتهاى بهشت است ، و در آن ساعت است كه بيماران ما بهبودى يابند. نصرانى گفت : من بپرسم يا تو مى پرسى ؟ فرمود: بپرس . نصرانى رو به نصارى كرده گفت : اى گروه نصارى اين مرد شايسته پرسش است ، بگو: بهشتيان چگونه اند كه غذا مى خورند ولى مدفوع ندارند نظيرش را در دنيا براى من بيان كن ؟ امام باقر عليه السلام فرمود: نظيرش جنين است كه در شكم مادر زندگى مى كند، از همان غذائى كه مادرش مى خورد او هم مى خورد ولى مدفوع ندارد. نصرانى گفت : مگر نگفتى من از دانشمندان ايشان نيستم ؟ امام باقر عليه السلام فرمود: من به تو گفتم : من از نادانانشان نيستم نصرانى گفت : تو مى پرسى يا من بپرسم ؟ امام عليه السلام فرمود: تو بپرس . نصرانى (رو به نصارى كرده ) گفت : اى گروه نصارى به خدا يك مسئله از او بپرسم كه در آن بماند امام عليه السلام فرمود بپرس . نصرانى گفت : به من خبر ده از مردى كه با زنش هم بستر شد و آن زن در همان حال دوقلو آبستن شد و هر دو را در يك ساعت زائيد، و هر دوى آن بچه ها هم در يكساعت مردند، و در يك گور هم دفن شدند ولى يكى از آنها صد و پنجاه سال عمر كرد و ديگرى پنجاه سال آن دو چه كسانى بودند؟ امام باقر عليه السلام فرمود: آنها عزير و عزره بودند كه همانطور كه گفتى مادرشان بدانها آبستن شد و به همانطور كه گفتى آن دو را زائيد و آن دو چند سالى با هم زندگى كردند سپس خداى تبارك و تعالى عزير را صد سال مى راند، و پس از صد سال دوباره او را زنده كرد و با عزره تا پايان پنجاه سال (عمر عزير) زندگى كردند و هر دو در يكساعت مردند. نصرانى گفت : اى گروه نصارى من تا كنون به چشم خود مردى دانشمندتر از اين مرد نديده ام ، و تا اين مرد در شام است از من هيچ حرفى نپرسيد، مرا به جاى خود باز گردانيد. رواى گويد: او را به مغازه اش (جايگاهى كه در آن زندگى مى كرد) برگرداندند، و آنروز نصارى با امام باقر عليه السلام به شهر باز گشتند. )) موضوعات مرتبط: مناظرات امامان (ع) با مخالفان برچسبها: مناظرات امامان, ع, با مخالفان [ چهارشنبه 9 فروردین1391 ] [ ] [ در جستجوی بزرگان ]
عَنْ أَنَسٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَا مِنْ شَيْءٍ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ شَابٍّ تَائِبٍ رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود: هيچ چيز نزد خداوند عزّ و جل محبوبتر از جوان توبه كننده نيست . وَ قَالَ خَيْرُ شَبَابِكُمْ مَنْ تَشَبَّهَ بِكُهُولِكُمْ وَ شَرُّ كُهُولِكُمْ مَنْ تَشَبَّهَ بِشَبَابِكُمْ رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود: بهترين جوانان شما كسانيند كه خود را همانند پيران كنند، و بدترين پيران شما آنانند كه خود را شبيه به جوانان كنند. وَ قَالَ مَا مِنْ شَابٍّ يَنْشَأُ فِي عِبَادَةِ اللَّهِ حَتَّى يَمُوتَ عَلَى ذَلِكَ إِلَّا أَعْطَاهُ اللَّهُ أَجْرَ تِسْعَةٍ وَ تِسْعِينَ صِدِّيقاً رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود: هر جوانى كه مشغول عبادت خدا شود و از دنيا برود خداوند ثواب نود و نه صدّيق را به او عطا كند. عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَا فِي الدُّنْيَا شَيْءٌ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ شَابٍّ تَائِبٍ وَ مَا فِي الدُّنْيَا شَيْءٌ أَبْغَضَ إِلَى اللَّهِ مِنْ شَيْخٍ زَانٍ رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود: هيچ چيز در دنيا نزد خداوند عزّ و جل محبوبتر از جوان توبه كننده نيست ، و هيچ چيز در دنيا نزد خداوند مبغوضتر از پيرمرد زناكار نمى باشد. وَ قَالَ لَا تَزُولُ قَدَمَا الْعَبْدِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حَتَّى يُسْأَلَ عَنْ أَرْبَعٍ عَنْ عُمُرِهِ فِيمَا أَفْنَاهُ وَ عَنْ شَبَابِهِ فِيمَا أَبْلَاهُ وَ عَنْ عِلْمِهِ كَيْفَ عَمِلَ بِهِ- وَ عَنْ مَالِهِ مِنْ أَيْنَ اكْتَسَبَهُ وَ فِيمَا أَنْفَقَهُ رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود: در روز رستاخيز هيچ بنده اى قدم از قدم بر ندارد تا از چهار چيز بازپرسى شود: از عمرش كه در چه كارى گذرانده ، از جوانيش كه در چه راهى صرف كرده ، و از دانشش كه چگونه به آن عمل نموده ، و از ثروتش كه از چه راهى به دست آورده ، و در چه راهى خرج نموده . وَ قَالَ اغْتَنِمْ خَمْساً قَبْلَ خَمْسٍ شَبَابَكَ قَبْلَ هَرَمِكَ وَ صِحَّتَكَ قَبْلَ سُقْمِكَ وَ فَرَاغَكَ قَبْلَ شُغْلِكَ- وَ حَيَاتَكَ قَبْلَ مَوْتِكَ وَ غِنَاكَ قَبْلَ فَقْرِكَ رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود: پنج چيز را قبل از پنج چيز غنيمت شمار: جوانيت را قبل از پيرى ، سلامتت را قبل از بيمارى ، آسودگيت را قبل از گرفتارى ، زندگانيت را قبل از مرگ ، بى نيازيت را قبل از فقر و نيازمندى . منبع : فصل هجدهم : در باره جوانان - مشكاة الانوار فى غرر الاخبار موضوعات مرتبط: احادیث در باب جوانان برچسبها: احادیث در باب جوانان [ سه شنبه 8 فروردین1391 ] [ ] [ در جستجوی بزرگان ]
قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع ثَلَاثٌ مُنْجِيَاتٌ تَكُفُّ لِسَانَكَ- وَ تَبْكِي عَلَى خَطِيئَتِكَ وَ وَسِعَكَ بَيْتُكَ امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: سه چيز نجات دهنده است : زبانت را نگهدارى ، بر خطايت گريه كنى ، خانه بزرگى داشته باشى . عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ ثَلَاثٌ دَرَجَاتٌ وَ ثَلَاثٌ كَفَّارَاتٌ وَ ثَلَاثٌ مُوبِقَاتٌ وَ ثَلَاثٌ مُنْجِيَاتٌ فَأَمَّا الدَّرَجَاتُ فَإِفْشَاءُ السَّلَامِ وَ إِطْعَامُ الطَّعَامِ وَ الصَّلَاةُ وَ النَّاسُ نِيَامٌ وَ أَمَّا الْكَفَّارَاتُ فَإِسْبَاغُ الْوُضُوءِ فِي السَّبَرَاتِ- وَ الْمَشْيُ بِاللَّيْلِ وَ النَّهَارِ إِلَى الصَّلَوَاتِ وَ الْمُحَافَظَةُ عَلَى الْجَمَاعَاتِ وَ أَمَّا الثَّلَاثُ الْمُوبِقَاتُ فَشُحٌّ مُطَاعٌ وَ هَوًى مُتَّبَعٌ وَ إِعْجَابُ الْمَرْءِ بِنَفْسِهِ وَ أَمَّا الثَّلَاثُ الْمُنْجِيَاتُ فَخَوْفُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي السِّرِّ وَ الْعَلَانِيَةِ وَ الْقَصْدُ فِي الْغِنَى وَ الْفَقْرِ- وَ كَلِمَةُ الْعَدْلِ فِي الرِّضَا وَ السَّخَطِ امام باقر عليه السّلام فرمود: سه چيز درجه انسان را بالا مى برد، و سه چيز موجب كفّاره گناه ، و سه چيز كشنده است ، و سه چيز نجات بخش . اما درجات : بلند سلام كردن ، و غذا دادن ، و در دلش شب كه مردم در خوابند نماز خواندن است ، و اما كفّاره ها: در هواى سرد وضوى كامل گرفتن ، و براى اداى نمازهاى شبانه روزى گام برداشتن ، و بر نماز جماعت مواظبت نمودن ، و امّا آن سه كه كشنده است : بخلى كه در وجود انسانى حاكم و فرمانروا باشد، و هواى نفسى كه از آن پيروى شود، و خود پسندى ، و اما چيزهاى نجات بخش : در پنهان و آشكار از خداوند ترسيدن ، و در حال ثروتمندى و تهيدستى ميانه روى كردن ، و در حال رضا و خشم سخن به عدالت گفتن . عَنْهُ ع حُسْنُ الْخُلُقِ وَ حُسْنُ الْجِوَارِ وَ كَفُّ الْأَذَى وَ قِلَّةُ الصُّحْبَةِ يَزِيدُ فِي الرِّزْقِ امام صادق عليه السّلام فرمود: خوش اخلاقى ، و خوشرفتارى كردن با همسايه ، و اذيّت نكردن مردم ، و كم سخن گفتن روزى را زياد مى كند. عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يُعَذِّبُ سِتَّةً بِسِتَّةٍ الْعَرَبَ بِالْعَصَبِيَّةِ وَ الدَّهَاقِنَةَ بِالْكِبْرِ وَ الْأُمَرَاءَ بِالْجَوْرِ وَ الْفُقَهَاءَ بِالْحَسَدِ- وَ التُّجَّارَ بِالْخِيَانَةِ وَ أَهْلَ الرُّسْتَاقِ بِالْجَهْلِ امير المؤمنين عليه السّلام فرمود: خداى تبارك و تعالى شش طايفه را براى داشتن شش خصلت عذاب خواهد فرمود: عرب را به تعصب نژادى ، كد خدايان را به تكبر و سرفرازى ، فرمانروايان را به ستم كردن ، فقيهان را به حسادت ورزيدن ، بازرگانان را به خيانت ، روستائيان را به نادانى . عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سِتَّةُ أَشْيَاءَ لَيْسَ لِلْعِبَادِ فِيهَا صُنْعٌ- الْمَعْرِفَةُ وَ الْجَهْلُ وَ الرِّضَا وَ الْغَضَبُ وَ النَّوْمُ وَ الْيَقَظَةُ امام صادق عليه السّلام فرمود: شش چيز است كه از اختيار بندگان بيرون است : شناخت حق ، نادانى ، خوشنودى ، خشم ، خواب و بيدارى . قَالَ سَلْمَانُ الْفَارِسِيُّ أَوْصَانِي خَلِيلِي بِسَبْعِ خِصَالٍ لَا أَدَعُهُنَّ عَلَى كُلِّ حَالٍ أَنْ أَنْظُرَ إِلَى مَنْ هُوَ دُونِي وَ لَا أَنْظُرَ إِلَى مَنْ هُوَ فَوْقِي وَ أَنْ أُحِبَّ الْفُقَرَاءَ وَ أَدْنُوَ مِنْهُمْ وَ أَنْ أَقُولَ الْحَقَّ وَ إِنْ كَانَ مُرّاً وَ أَنْ أَصِلَ رَحِمِي وَ إِنْ كَانَتْ مُدْبِرَةً وَ أَنْ لَا أَسْأَلَ النَّاسَ شَيْئاً وَ أَنْ أَقُولَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ فَإِنَّهَا مِنْ كُنُوزِ الْجَنَّةِ سلمان فارسى رحمه اللّه گويد: رفيقم (پيامبر) مرا به هفت خصلت سفارش نمود كه در هيچ حالى آنها را ترك نخواهم كرد: اينكه به زير دستم بنگرم ، و به بالا دستم ننگرم ، و اينكه فقيران را دوست بدارم و به آنها نزديك شوم ، و اينكه حق را بگويم اگر چه تلخ و ناگوار باشد، و صله رحم نمايم گرچه آنها به من پشت كرده باشند، و اينكه از مردم چيزى درخواست نكنم ، و اينكه هميشه ذكر (لا حول و لا قوّة الّا باللّه ) را بگويم ، زيرا اين وصيتها از گنجهاى بهشتى است . عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص ثَمَانِيَةٌ لَا تُقْبَلُ مِنْهُمْ صَلَاةٌ الْعَبْدُ حَتَّى يَرْجِعَ إِلَى مَوْلَاهُ وَ النَّاشِزَةُ وَ زَوْجُهَا سَاخِطٌ عَلَيْهَا وَ مَانِعُ الزَّكَاةِ وَ تَارِكُ الْوُضُوءِ وَ الْجَارِيَةُ الْمُدْرِكَةُ تُصَلِّي بِغَيْرِ خِمَارٍ- وَ إِمَامُ قَوْمٍ يُصَلِّي بِهِمْ وَ هُمْ لَهُ كَارِهُونَ وَ الزِّنِّينُ قَالُوا يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا الزِّنِّينُ قَالَ الرَّجُلُ الَّذِي يُدَافِعُ الْغَائِطَ وَ الْبَوْلَ وَ السَّكْرَانُ فَهَؤُلَاءِ ثَمَانِيَةٌ لَا تُقْبَلُ مِنْهُمْ صَلَاتُهُمْ امام صادق عليه السّلام از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نقل فرمود: هشت طايفه اند كه خداوند نماز آنان را نمى پذيرند: بنده فرارى تا زمانى كه نزد آقاى خود باز گردد، زنى كه به شوهر خود تمكين نكند و شوهر از او ناراضى باشد، كسى كه زكات نپردازد، آنكه وضو را ترك كند، دختر بالغى كه بدون روپوش نماز بخواند، امام جماعتى كه مأ مومينش خوشنود به امانت او نباشند، و زنين ، عرض كردند: اى رسول خدا! زنين چيست ؟ فرمود: كسى كه محصور به بول و غايط باشد و از انجام آن خوددارى نمايد، و ديگر هم مست ، كه از اين هشت طايفه نماز پذيرفته نمى شود. منبع :(فصل يازدهم : در خصلتهاى عددى و آنچه در اين مورد است )- مشكاة الانوار فى غرر الاخبار موضوعات مرتبط: احادیث در باب خصلت ها برچسبها: احادیث در باب خصلت ها [ سه شنبه 8 فروردین1391 ] [ ] [ در جستجوی بزرگان ]
اجازه عالم رباني و جامع جميع علوم و رسوم مرحوم آقا سيد مهدي بحرالعلوم طباطبائي ( که متن اجازه در بالا آورده شد ) اجازه شيخ كامل مرحوم شيخ جعفر بن شيخ خضر منابع :
1- مكتب شيخي ، از حكمت الهي شيعي ، بقلم هنري كربين - L'École Shaykhie - en Théologie Shi'ite - par Henry Corbin 2 - مقاله : شيخيه به (روايت نصرالله صالحي) 3- کتاب فهرست كتب مشايخ عظام 4- شیعه در اسلام علامه طباطبایی 5- فوائد الرضویه شیخ عباس قمی 6-(السيد محمد باقر الخونساري (روضات الجنات) الجزء الأول دار احياء التراث العربي بيروت لبنان ص 88) 7-(الشيخ عبد الله نعمة (فلاسفة الشيعة) حياتهم وارائهم مكتبة الحياة لبنان بيروت ص 113) 8-(السيد علي الموسوي (أحوال الشيخ احمد الاحسائي والشيخية) 1- سایت http://www.shaikhi.com 2- سایت ویکیپدیا http://fa.wikipedia.org عربی و فارسی موضوعات مرتبط: معرفی مرحوم شیخ احمد احسایی برچسبها: معرفی شیخ احمد احسایی [ سه شنبه 8 فروردین1391 ] [ ] [ در جستجوی بزرگان ]
موضوعات مرتبط: معنا و شرایط تقیه در دین برچسبها: احادیث در باب تقیه [ سه شنبه 8 فروردین1391 ] [ ] [ در جستجوی بزرگان ]
موضوعات مرتبط: احادیث در باب جاه طلبی برچسبها: احادیث در باب جاه طلبی [ سه شنبه 8 فروردین1391 ] [ ] [ در جستجوی بزرگان ]
مِنْ كِتَابِ الْمَحَاسِنِ عَنْ سُلَيْمَانَ بْنِ خَالِدٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ اللَّهَ يَقُولُ وَ أَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى فَإِذَا انْتَهَى الْكَلَامُ إِلَى اللَّهِ فَأَمْسِكُوا موضوعات مرتبط: توحید حقیقی برچسبها: حادیث در باب توحید [ سه شنبه 8 فروردین1391 ] [ ] [ در جستجوی بزرگان ]
امام صادق علیه السلام مى فرمایند : «روز
نوروز ، روزى است که خداوند متعال در آن از بندگانش پیمان و میثاق بندگى
گرفته است که چیزى را شریک خداوند قرار ندهند و به پیامبران و جانشینان آن
ها ایمان بیاورند و روز نوروز ، اولین روزى است که خورشید طلوع کرد.. .
روزى است که در آن کشتى نوح به خشکى رسید.. . روز نوروز ، روزى است که
خداوند متعال جبرئیل را بر پیامبرش نازل کرد و روزى است که پیامبراکرم صلى
الله علیه وآله حضرت على علیه السلام را بر دوش گرفت تا بت هاى قریش را
از بالاى خانه خدا پایین بیاورد.. . و آن روزى است که حضرت على علیه
السلام در این روز بر دشمنانش در جنگ نهروان پیروز گشت .. .
امام صادق علیه السلام مى فرمایند : «هنگامى که روز عید نوروز آمد ، غسل کن و بهترین و پاک ترین لباست را بپوش و با بهترین عطرها خود را خوش بو کن و در این روز ، مستحب است روزه بگیرد بحارالانوار ، علامه مجلسى(رحمه الله) ، ج ۵۶ ، ص ۶۱ ، ۶۲ ، ۶۶ ; ج ۵۷/
حضرت صادق علیه السلام می فرمایند: أَنَّ یَوْمَ النَّیْرُوزِ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی أَخَذَ فِیهِ النَّبِیُّ ص لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع الْعَهْدَ بِغَدِیرِ خُمٍّ فَأَقَرُّوا لَهُ بِالْوَلَایَةِ فَطُوبَى لِمَنْ ثَبَتَ عَلَیْهَا وَ الْوَیْلُ لِمَنْ نَكَثَهَا وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی وَجَّهَ فِیهِ رَسُولُ اللَّهِ ص عَلِیّاً إِلَى وَادِی الْجِنِّ وَ أَخَذَ عَلَیْهِمُ الْعُهُودَ وَ الْمَوَاثِیقَ وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی ظَفِرَ فِیهِ بِأَهْلِ النَّهْرَوَانِ وَ قَتَلَ ذِی الثَّدْیَةِ وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی فِیهِ یَظْهَرُ قَائِمُنَا أَهْلَ الْبَیْتِ وَ وُلَاةَ الْأَمْرِ وَ یُظْفِرُهُ اللَّهُ بِالدَّجَّالِ فَیَصْلِبُهُ عَلَى كُنَاسَةِ الْكُوفَةِ وَمَا مِنْ یَوْمِ نَیْرُوزٍ إِلَّا وَ نَحْنُ نَتَوَقَّعُ فِیهِ الْفَرَجَ لِأَنَّهُ مِنْ أَیَّامِنَا حَفِظَهُ الْفُرْسُ وَ ضَیَّعْتُمُوهُ یعنی بدرستیکه روز نوروز همان روزی است که پیامبر امیرالمومنین را به خلافت منصوب کرد در سرزمین غدیر خم پس در چنین روزی به ولایت امیرالمومنین اقرار کنید خوشا به حال کسی که بر این عهد استوار بماند و وای به حال کسی که این عهد را بشکند و این روزی است که پیامبر امیرالمومنین را به سوی وادی جن فرستاد و از آنها عهد ومیثاق گرفت و این روزی است که امیرالمومنین به اهل نهروان پیروز شد و ذی الثدیه را کشت و این روزی است که قائم ما در آن روز قیام میکند و خدا او را بر دجال پیروز میکند و دجال را بر کناسه کوفه به دار می آویزد وهیچ نوروزی نیست مگر اینکه ما در آن روز انتظار فرج مهدی را داریم زیرا نوروز از ایام ماست که فارس ها آن را حفظ کرده اند وشما آن را به فراموشی سپرده اید. ر.ک وسائل الشیعه جلد8 صفحه 173برچسبها: نوروز در احادیث [ سه شنبه 23 اسفند1390 ] [ ] [ در جستجوی بزرگان ]
حْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى بْنِ عُبَيْدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عـَنْ سـَيـْفِ بـْنِ عـَمـِيـرَةَ عـَنْ مـُحـَمَّدِ بـْنِ حـُمـْرَانَ قـَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع لَمَّا كَانَ مِنْ أَمْرِ الْحـُسـَيـْنِ ع مـَا كَانَ ضَجَّتِ الْمَلَائِكَةُ إِلَى اللَّهِ بِالْبُكَاءِ وَ قَالَتْ يُفْعَلُ هَذَا بِالْحُسَيْنِ صَفِيِّكَ وَ ابْنِ نَبِيِّكَ قَالَ فَأَقَامَ اللَّهُ لَهُمْ ظِلَّ الْقَائِمِ ع وَ قَالَ بِهَذَا أَنْتَقِمُ لِهَذَا اصول كافى جلد 2 صفحه 366 روايت 6ترجمه روايت شريفه : امـام صـادق عـليـه السـلام فـرمـود: چـون كار حسين چنان شد كه شد (اصحاب و جوانهايش كـشـتـه شـدنـد و خـودش تـنـها ماند) فرشتگان به سوى خدا شيون و گريه برداشتند و گـفـتـنـد: بـا حـسـيـن بـرگـزيده و پسر پيغمبرت چنين رفتار كنند؟ پس خدا شبح و سايه حضرت قائم عليه السلام را به آنها نمود و فرمود: با اين انتقام او را مى گيرم . عـِدَّةٌ مـِنْ أَصـْحـَابـِنـَا عـَنْ أَحـْمـَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ سَيْفِ بْنِ عـَمـِيـرَةَ عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ بْنِ أَعْيَنَ عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ ع قَالَ لَمَّا نَزَلَ النَّصْرُ عَلَى الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ حَتَّى كَانَ بَيْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ ثُمَّ خُيِّرَ النَّصْرَ أَوْ لِقَاءَ اللَّهِ فَاخْتَارَ لِقَاءَ اللَّهِ اصول كافى جلد 2 صفحه 367 روايت 7 ترجمه روايت شريفه : امـام بـاقر عليه السلام فرمود، چون نصرت خدا براى حسين بن على عليه السلام فرود آمد تا آنجا كه ميان آسمان و زمين قرار گرفت ، او را در انتخاب نصرت يا ديدار خدا مخير ساختند، او ديدار خدا را انتخاب كرد.
[ جمعه 23 دی1390 ] [ ] [ در جستجوی بزرگان ]
چون روي سخن با اهل سنت است احاديثي كه از طرق آنها روايت شده است روايت ميكنم . اثبات مقامات معصومین (ع) از کتب اهل سنت در كتاب ينابيعالمودة تأليف شيخ سليمان حسيني بلخي قندوزي كه از علماي اهل سنت است از كتاب ابكارالافكار تأليف شيخ صلاح الدين بن زينالدين بن احمد مشهور بابنصلاح حلبي از جابر بن عبدالله انصاري روايت ميكند كه گفت سئلت رسول الله صلي الله عليه و آله عن اول شئ خلقه الله تعالي قال هو نور نبيك يا جابر خلقه الله ثم خلق فيه كل خير و خلق بعده كل شئ و حين خلقه اقامه في مقام القرب اثنيعشرالف سنة ثم جعله اربعة اقسام فخلق العرش من قسم و الكرسي من قسم و حملة العرش و خزنة الكرسي من قسم و اقام القسم الرابع في مقام الحب يعني سؤال كردم از رسول خدا صلي الله عليه و آله از اول چيزي كه خلق فرموده است آنرا خداوند تعالي فرمود او نور پيغمبر تو است اي جابر خلقت فرمود او را پس خلق فرمود در او هر خيري را و خلق فرمود بعد از او هر چيزي را و وقتي كه او را خلق فرمود او را برپا داشت در مقام قرب دوازدههزار سال پس آن ( نور ) را چهار قسمت كرد پس خلق فرمود عرش را از يك قسمت و كرسي را از يك قسمت و حمله عرش و خزينهداران كرسي را از يك قسمت و قسمت چهارم را در مقام حب واداشت . و حديث طولاني است و بتفصيل مدت اقامت آن نور را در مقامات مختلفه و خلقت قلم و لوح و جنت و آفتاب و ماه و كواكب و علم و حلم و عصمت و توفيق را از اجزاي آن نور بيان ميفرمايد و بعد ميفرمايد فترشح ذلك النور عرقا فقطرت منه مأةالف و عشرونالفا و اربعةآلاف قطرة من النور فخلق الله سبحانه من كل قطرة روح نبي و رسول ثم تنفست ارواح الانبياء فخلق الله من انفاسهم ارواح الاولياء و الشهداء و السعداء و المطيعين الي يوم القيامة يعني پس عرقي ترشح كرد آن نور و از آن صد و بيست و چهارهزار قطره نور چكيد پس خداوند از هر قطرهاي روح پيغمبر و رسولي را خلقت فرمود پس تنفس نمودند ارواح انبياء پس خلق فرمود خداوند از نَفَسهاي آنها ارواح اولياء و شهداء و سعداء و مطيعين را تا روز قيامت بعد ميفرمايد فالعرش و الكرسي و حملة العرش و خزنة الكرسي من نوري و القلم و اللوح و الكروبيون و الروحانيون من الملئكة و الجنة و ما فيها من النعيم من نوري و ملئكة السموات السبع و الشمس و القمر و الكواكب من نوري و العقل و العلم و الحلم و العصمة و التوفيق من نوري و ارواح الانبياء و الرسل من نوري و ارواح الاولياء و الشهداء و الصالحين من نتايج نوري يعني پس عرش و كرسي و حاملين عرش و خزينهداران كرسي از نور منند و قلم و لوح و كروبيون و روحانيون از ملئكه و بهشت و آنچه در آن است از نعمت از نور منند و ملئكه آسمانهاي هفتگانه و آفتاب و ماه و كواكب از نور منند و عقل و علم و حلم و عصمت و توفيق از نور منند و ارواح انبياء و رسولان از نور منند و ارواح اولياء و شهداء و سعداء و صالحين از نتايج نور منند تا آنكه فرمود ثم خلق آدم عليه السلام و اودع نوري في صلبه يعني پس خلق فرمود آدم عليه السلام را و وديعه گذاشت نور مرا در پشت او تا آنكه فرمود ثم اخرجني الي الدنيا فجعلني سيد المرسلين و خاتم النبيين و مبعوثا الي كافة الناس اجمعين و رحمة للعالمين و قائد الغر المحجلين هذا كان بدء خلقة نبيك يا جابر يعني پس آورد مرا بدنيا پس قرار داد مرا سيد رسولان و خاتم پيغمبران و مبعوث بسوي همه مردم و رحمتي براي عالميان و قائد غر محجلين اين بود ابتداي خلقت پيغمبر تو اي جابر تمام شد حديث شريف از كتب اهل سنت روايت ميكنيم در كتاب ينابيعالمودة از ابنمغازلي واسطي شافعي در كتابش بنام مناقب از سلمان فارسي روايت ميكند قال سمعت حبيبي محمدا صلي الله عليه و آله و سلم يقول كنت انا و علي نورا بين يدي الله عز و جل يسبح الله ذلك النور و يقدسه قبل ان يخلق الله آدم باربعةعشرالف عام فلما خلق آدم اودع ذلك النور في صلبه فلميزل انا و علي شئ واحد حتي افترقنا في صلب عبدالمطلب ففي النبوة و في علي الامامة يعني گفت شنيدم حبيبم محمد صلي الله عليه و آله ميفرمود بودم من و علي نوري در نزد خداوند عز و جل تسبيح ميكرد خداوند را آن نور و تقديس ميكرد او را پيش از آنكه خلق بفرمايد آدم را به چهاردههزار سال پس چون خلق فرمود آدم را وديعه گذارد آن نور را در پشت او پس من و علي يك چيز بوديم تا آنكه جدا شديم در صلب عبدالمطلب پس در من است نبوت و در علي است امامت . و ديلمي اين حديث را در كتابش بنام فردوس از سلمان روايت نموده و ابنمغازلي از سالم بن ابيالجعد از ابيذر روايت كرده قال سمعت رسول الله صلي الله عليه و آله يقول كنت انا و علي نورا عن يمين العرش بين يدي الله عز و جل يسبح الله ذلك النور و يقدسه قبل ان يخلق الله آدم باربعةعشرالف عام فلميزل انا و علي شئ واحد حتي افترقنا في صلب عبدالمطلب فجزء انا و جزء علي و مضمون اين حديث بسيار قريب بمضمون حديث سابق است و حاجت بترجمه نيست و حمويني در كتابش بنام فرائدالسمطين و موفق خوارزمي بهمين مضمون از اميرالمؤمنين عليه السلام از حضرت پيغمبر صلي الله عليه و آله روايت نمودهاند و حمويني بسندش از سعيد بن جبير از ابنعباس روايت نموده قال سمعت رسول الله صلي الله عليه و آله يقول لعلي خلقت انا و انت من نور الله عز و جل يعني شنيدم رسول خدا صلي الله عليه و آله ميفرمود به علي ، خلقت شدم من و تو از نور خداوند عز و جل تمام شد نقل از كتاب ينابيعالمودة و در نعيمالابرار بنقل از كتاب مناقب ترمذي از كتاب اربعين تأليف ابيالمكارم دامغاني و نزلالسائرين تأليف شرفالدين و مناقب خطيب خوارزمي و مودات سيد علي همداني و مسند احمد بن حنبل و بحرالانساب جعفر الحجة از سلمان فارسي بمضمون همان حديث كه از ينابيعالمودة روايت نموديم روايت شده است و نيز از صحيح بخاري و هدايةالسعداء از جابر بن عبدالله انصاري از پيغمبر صلي الله عليه و آله روايت شده قال ان الله تعالي خلقني و عليا من نور واحد بين يدي العرش يسبح الله تعالي و يقدسه قبل ان يخلق آدم بالفي عام الخ ، يعني فرمود هراينه خداوند تعالي خلق فرمود مرا و علي را از نور واحدي در جلوي عرش تسبيح ميكرد خداوند تعالي را و تقديس ميكرد او را قبل از آنكه خلق بفرمايد آدم را به دوهزار سال و در بحار بسندش از انس بن مالك از معاذ بن جبل روايت كرده ان رسول الله صلي الله عليه و آله قال ان الله خلقني و عليا و فاطمة و الحسن و الحسين قبل ان يخلق الدنيا بسبعةآلاف عام الخ ، يعني خداوند خلق كرد مرا و علي و فاطمه و حسن و حسين را پيش از آنكه خلق كند دنيا را به هفتهزار سال و در مصباحالانوار باسنادش از انس از حضرت پيغمبر صلي الله عليه و آله روايت شده قال ان الله خلقني و خلق عليا و فاطمة و الحسن و الحسين قبل ان يخلق آدم حين لا سماء مبنية و لا ارض مدحية و لا ظلمة و لا نور و لا شمس و لا قمر و لا جنة و لا نار الخ ، يعني فرمود هراينه خداوند خلق كرد مرا و خلق كرد علي و فاطمه و حسن و حسين را قبل از آنكه خلق فرمايد آدم را وقتي كه نه آسماني بنا شده بود و نه زميني كشيده شده بود و نه ظلمتي بود و نه نوري و نه آفتابي و نه ماهي و نه بهشتي و نه جهنمي . موضوعات مرتبط: ویژه عید غدیر خم [ یکشنبه 22 آبان1390 ] [ ] [ در جستجوی بزرگان ]
فرمايش حضرت پيغمبر است صلي الله عليه و آله كم من حامل فقه غير فقيه و كم من حامل فقه الي من هو افقه منه يعني چه بسيار حامل فقهي كه خود فقيه نيست و چه بسيار حامل فقهي كه بفقيهتر از خود آنرا برساند. فرمايش حضرت ابيعبدالله است عليه السلام كه در كتابالمبين از كافي روايت نمودهاند سمع ابوعبدالله عليه السلام يقول لميزل الله عز و جل ربنا و العلم ذاته و لا معلوم و السمع ذاته و لا مسموع و البصر ذاته و لا مبصر و القدرة ذاته و لا مقدور فلما احدث الاشياء و كان المعلوم وقع العلم منه علي المعلوم و السمع علي المسموع و البصر علي المبصر و القدرة علي المقدور يعني شنيده شد كه حضرت ابوعبدالله عليه السلام ميفرمود هست خداوند عزوجل پروردگار ما و علم ذات او است و معلومي ( در ذات او ) نيست و سمع ذات او است و مسموعي ( در ذات او ) نيست و بصر ذات او است و مبصَري ( در ذات او ) نيست و قدرت ذات او است و مقدوري ( در ذات او ) نيست پس چون خلق فرمود چيزها را و معلوم پيدا شد واقع شد علم از او بر معلوم و سمع بر مسموع و بصر بر مبصر و قدرت بر مقدور حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام فرمودند كمال التوحيد نفي الصفات عنه يعني كمال توحيد آن است كه صفات را از او نفي نمائيم حضرت ابيجعفر ثاني عليه السلام در حديثي در جواب شخصي كه از ايشان سؤال كرد كه آيا اسماء و صفات خداوند خود او هستند پس از بيان طويلي فرمودند و الاسماء و الصفات مخلوقات و المعنيّ بها هو الله يعني اسمها و صفتها مخلوقات هستند و آنكه قصد كرده ميشود بآنها خدا است ( كتابالمبين ج ١ ص ٦٦ ) حضرت ابيعبدالله است عليه السلام خلق الله المشية بنفسها ثم خلق الاشياء بالمشية يعني خلق فرمود خداوند مشيت را بنفس مشيت پس خلق فرمود اشياء را بسبب مشيت ( كتابالمبين ج ٢ ص ٣ ) و فرمايش آن حضرت است عليه السلام در حديثي ابي الله ان يجري الاشياء الا بالاسباب يعني ابا فرموده است خداوند كه جاري بفرمايد چيزها را مگر با اسباب آنها ( كتابالمبين ج ١ ص ٢٩٧ ) قال علي بن الحسين عليهما السلام ان الله عز و جل خلق محمدا و عليا و الائمة الاحدعشر من نور عظمته ارواحا في ضياء نوره يعبدونه قبل خلق الخلق يسبحون الله عز و جل و يقدسونه و هم الائمة الهادية من آلمحمد صلوات الله عليهم اجمعين يعني فرمود حضرت علي بن الحسين عليهما السلام هراينه خداوند عزوجل خلق فرمود محمد و علي و ائمه يازدهگانه را از نور عظمتش ارواحي در ضياء نورش عبادت ميكردند او را قبل از خلق خلق تسبيح مينمودند خداوند عزوجل را و تقديس ميكردند او را و آنها امامان هدايتكننده هستند از آلمحمد صلوات الله عليهم اجمعين ( كتابالمبين ج ١ ص ٢٤٤ ) قال ابوجعفر عليه السلام لجابر يا جابر كان الله و لا شئ غيره و لا معلوم و لا مجهول فاول ما ابتدء من خلق خلقه ان خلق محمدا و خلقنا اهل البيت معه من نوره و عظمته الحديث ، يعني فرمود حضرت ابوجعفر عليه السلام بجابر اي جابر بود خداوند و چيزي غير او نبود نه معلوم و نه مجهول پس اول چيزيكه ابتدا فرمود از خلق خلق اين بود كه محمد را خلق فرمود و خلق فرمود ما اهل بيت را با او از نورش و عظمتش . سمع رسول الله صلي الله عليه و آله و هو يخاطب عليا عليه السلام و يقول يا علي ان الله تبارك و تعالي كان و لا شئ معه فخلقني و خلقك روحين من نور جلاله فكنا امام عرش رب العالمين نسبح الله و نقدسه و نحمده و نهلله ذلك قبل ان يخلق السموات و الارضين فلما اراد ان يخلق آدم خلقني و اياك من طينة عليين و عجننا بذلك النور الحديث ، يعني شنيده شد كه رسول خدا صلي الله عليه و آله خطاب ميفرمود به علي عليه السلام و ميفرمود هراينه خداوند تبارك و تعالي بود و چيزي با او نبود پس خلق فرمود مرا و خلق فرمود تو را دو روح از نور جلالش پس در جلو عرش پروردگار عالميان تسبيح ميكرديم و تقديس ميكرديم او را و حمد او را ميكرديم و توحيد او را ميكرديم آن قبل از آن بود كه خلق بفرمايد آسمانها و زمينها را پس چون اراده فرمود كه خلقت بفرمايد آدم را خلق فرمود مرا و تو را از طينت عليين و عجين كرد ما را با آن نور ( كتابالمبين ج ١ ص ٢٤١ ) عن ابيعبدالله عليه السلام قال قال الله تعالي يا محمد اني خلقتك و عليا نورا يعني روحا بلا بدن الحديث ، يعني فرمود حضرت ابيعبدالله عليه السلام فرمود خداوند تعالي اي محمد هراينه من خلق كردم تو را و علي را نوري يعني روحي بيبدن ( كتابالمبين ج ١ ص ٢٤٢ ) . عن جابر بن عبدالله قال قلت لرسول الله صلي الله عليه و آله اول شئ خلق الله تعالي ما هو فقال نور نبيك يا جابر خلقه الله ثم خلق منه كل خير يعني جابر بن عبدالله گفت عرض كردم برسول خدا صلي الله عليه و آله اول چيزي كه خداوند خلقت فرمود چه بود ؟ فرمود نور پيغمبر تو اي جابر خلق فرمود او را پس خلق كرد از آن هر خيري را ( كتابالمبين ج ١ ص ٢٤٢ ) در احاديث فرمودهاند نزلونا عن الربوبية و قولوا في فضلنا ما شئتم يعني ما را از ربوبيت پائين بياوريد و بگوئيد در فضل ما هر چه خواستيد فرمايش حضرت ابيعبدالله است عليه السلام خلق الله المشية بنفسها ثم خلق الاشياء بالمشية يعني خلق فرمود خداوند مشيت را بنفس مشيت پس خلق فرمود اشياء را با مشيت ( كتابالمبين ج ٢ ص ٣ ) و فرمايش آن حضرت است كه فرمود المشية محدثة و قيل له لميزل الله مريدا فقال ان المريد لايكون الا لمراد معه بل لميزل عالما قادرا ثم اراد يعني مشيت حادث است و عرض شد بايشان كه خداوند هميشه مريد بوده ؟ پس فرمود هراينه مريد نميباشد مگر آنكه مرادي با او است بلكه خداوند هميشه عالم و قادر بوده بعد اراده فرموده ( كتابالمبين ج ٢ ص ٣ ) عن ابيعبدالله عليه السلام في حديث و نحن علة الوجود يعني از حضرت ابيعبدالله است در حديثي و مائيم علت وجود ( ص ٢٣٥ ) . و در حديث معراج است از رسول خدا صلي الله عليه و آله كه خداوند خطاب بآن بزرگوار و ائمه معصومين ميفرمايد فلولاكم ماخلقت الدنيا و الآخرة و لا الجنة و النار يعني پس اگر شما نبوديد خلق نميكردم دنيا و آخرت و نه بهشت و آتش را ( ص ٢٣٦ ) . و در حديث ديگر است از آن حضرت كه خداوند بآدم فرمود هؤلاء خمسة من ولدك لولاهم ماخلقتك و لاخلقت الجنة و لا النار و لا العرش و لا الكرسي و لا السماء و لا الارض و لا الملئكة و لا الجن و الانس الخبر ، يعني آن جماعت پنج نفر از اولادت هستند اگر آنها نبودند خلق نميكردم تو را و خلق نميكردم بهشت و نه آتش را و نه عرش و نه كرسي و نه آسمان و نه زمين و نه ملئكه و نه جن و انس را ( ص ٢٣٦ ) . و حضرت اميرالمؤمنين در نامهاي بمعاويه مرقوم فرمودند فانا صنايع ربنا و الناس بعد صنايع لنا پس هراينه ما صنايع پروردگارمان هستيم و مردم بعد از آن صنايعي هستند براي ما ( ص ٢٣٦ ) . و از آن حضرت است در خطبهاي و جميع الرسل و الملئكة و الارواح خلقوا لخلقنا يعني و همه پيغمبران و ملئكه و ارواح خلق شدهاند بجهت خلق ما . حضرت صادق عليه السلام در حديثي فرمودند بنا عرف الله و بنا عبد الله و نحن الادلاء علي الله و لولانا ماعبد الله يعني بما شناخته شده خداوند و بما عبادت كرده شده خداوند و مائيم دلالتكنندگان بر خداوند و اگر ما نبوديم خداوند عبادت نميشد ( ص ٢٢٤ ) سمع ابوعبدالله عليه السلام يقول نحن السبب بينكم و بين الله عز و جل يعني شنيده شد كه حضرت ابيعبدالله عليه السلام ميفرمود مائيم سبب بين شما و بين خداوند عزوجل ( ص ٢٣٥ ) . در ندبه معروفه است فما شئ منا الا و انتم له السبب و اليه السبيل يعني نيست چيزي از ما مگر آنكه شمائيد براي آن سبب و راه بسوي او ( ص ٢٣٥ ) . حضرت صادق عليه السلام در حديثي فرمودند ابي الله ان يجري الاشياء الا بالاسباب يعني ابا فرموده است خداوند كه جاري بفرمايد چيزها را مگر با اسباب ( ص ٢٩٧ ) . و در حديث است از حضرت باقر عليه السلام از قول خداوند فانتم خيار خلقي و احبائي و كلماتي و اسمائي الحسني و اسبابي و آياتي الكبري يعني پس شمائيد نيكان خلق من و دوستان من و كلمات من و اسمهاي نيكوي من و اسباب من و آيات بزرگ من ( ص ٢٣٦ ) در توقيع رفيع است از حضرت صاحبالامر عجل الله فرجه نحن صنايع ربنا و الخلق صنايعنا يعني مائيم صنايع پروردگارمان و خلق صنايع ما هستند ( ص ٢٣٦ ) . و در حديثي از حضرت باقر است عليه السلام و نحن سبب خلق الخلق يعني و مائيم سبب خلق خلق ( ص ٢٣٦ ) در حواشي كتابالمبين از حديث مفصلي از مفضل از حضرت صادق عليه السلام در فضايل اميرالمؤمنين عليه السلام روايت فرمودهاند و تلك الصورة هيولي الهيولات و فاعلة المفعولات و اس الحركات و علة كل علة يعني و آن صورت ( يعني صورت انزعيه اميرالمؤمنين عليه السلام كه منزه از كثرات دانيه است ) هيولاي هيولاها و فاعل مفعولها و اصل حركات و علت هر علتي است . ( ص ٢٣٦ ) حضرت ابيعبدالله عليه السلام در تفسير قول خداوند : فلما آسفونا انتقمنا منهم . فرمودند : ان الله عز و جل لايأسف كأسفنا و لكنه خلق اولياء لنفسه يأسفون و يرضون و هم مخلوقون مربوبون فجعل رضاهم رضا نفسه و سخطهم سخط نفسه لانه جعلهم الدعاة اليه و الادلاء عليه فلذلك صاروا كذلك و ليس ان ذلك يصل الي الله كما يصل الي خلقه لكن هذا معني ما قال من ذلك و قد قال من اهان لي وليا فقد بارزني بالمحاربة و دعاني اليها و قال : و من يطع الرسول فقد اطاع الله و قال : ان الذين يبايعونك انما يبايعون الله يد الله فوق ايديهم ، فكل هذا و شبهه علي ما ذكرت لك و هكذا الرضا و الغضب و غيرهما من الاشياء مما يشاكل ذلك و لو كان يصل الي الله الاسف و الضجر و هو الذي خلقهما و انشأهما لجاز لقايل هذا ان يقول ان الخالق يبيد يوما لانه اذا دخله الغضب و الضجر دخله التغيير و اذا دخله التغيير لميؤمن عليه الابادة ثم لميعرف المكون من المكون و لا القادر من المقدور عليه و لا الخالق من المخلوق تعالي الله عن هذا القول علوا كبيرا بل هو الخالق للاشياء لا لحاجة فاذا كان لا لحاجة استحال الحد و الكيف فيه فافهم ان شاء الله . يعني هراينه خداوند عزوجل محزون نميشود مثل محزون شدن ما و لكن او خلق فرموده است اوليائي براي خودش كه محزون ميشوند و خوشنود ميشوند و آنها مخلوقند و مربوب ، پس قرار داده است رضايت آنها را رضايت خودش و سخط آنها را سخط خودش زيرا كه او آنها را دعوتكنندگان بسوي او قرار داده و دلالتكنندگان بر او پس باين جهت چنين شدند و نه اين است كه ( رضا و سخط ) بخدا ميرسد آنطور كه بخلقش ميرسد لكن اين معني آن چيزهائي است كه از اين قبيل فرموده و بتحقيق فرموده است هر كه اهانت كند بدوستي از من پس بتحقيق مرا بجنگ طلبيده و مرا بجنگ خوانده و فرموده و هر كس اطاعت كند رسول را پس بتحقيق خدا را اطاعت كرده و فرموده هراينه كساني كه بيعت ميكنند با تو اين است و جز اين نيست كه با خدا بيعت ميكنند دست خدا بالاي دستهاي ايشان است پس همه اين و شبه اين بطوري است كه براي تو ذكر كردم و همچنين است رضا و غضب و غير آن دو از چيزهائي كه مثل اين است و اگر حزن و ملالت بخدا ميرسيد و حال آنكه او آن دو را خلق فرموده و ايجاد كرده جايز بود براي گوينده اين كه بگويد هراينه خالق روزي هلاك ميشود زيرا هر گاه غضب و ملالت بر او وارد شود تغيير بر او وارد ميشود و اگر تغيير بر او وارد شود ايمن از هلاكت نميشود و ايجادكننده از ايجاد شده و قادر از مقدور و خالق از مخلوق شناخته نميشود برتر است خداوند از اين سخن برتري بزرگي بلكه او است خالق چيزها نه براي حاجتي و وقتيكه براي حاجتي نباشد محال ميشود حد و كيف در او پس بفهم انشاء الله ( ص ٢٢٤ ) . قال اميرالمؤمنين عليه السلام اتقوا فراسة المؤمن فانه ينظر بنور الله قيل فقلت يا اميرالمؤمنين كيف ينظر بنور الله قال عليه السلام لانا خلقنا من نور الله و خلق شيعتنا من شعاع نورنا . يعني فرمود اميرالمؤمنين عليه السلام بپرهيزيد از فراست مؤمن پس هراينه او با نور خدا نظر ميكند پس عرض كردم اي امير مؤمنان چگونه نظر ميكند با نور خدا فرمود عليه السلام براي اينكه خلق شدهايم ما از نور خدا و خلق شدهاند شيعه ما از شعاع نور ما ( ص ٣٧٣ ) حضرت ابيجعفر عليه السلام در حديثي فرمودند ثم خلق شيعتنا و انما سموا شيعة لانهم خلقوا من شعاع نورنا يعني پس خلق فرمود شيعه ما را و همانا ناميده شدهاند بشيعه چون آنها خلق شدهاند از شعاع نور ما ( ص ٣٧٣ ) حضرت پيغمبر صلي الله عليه و آله ميفرمود خلقت من نور الله عز و جل و خلق اهل بيتي من نوري و خلق محبيهم من نورهم يعني خلقت شدم از نور خداوند عزوجل و خلق فرمود ( خداوند ) اهل بيت مرا از نور من و خلق فرمود دوستان ايشان را از نور ايشان ( ص ٢٣٦ ) . حضرت پيغمبر صلي الله عليه و آله در حديثي به عباس عموي خود فرمودند : خلقنا الله نحن حيث لا سماء مبنية و لا ارض مدحية و لا عرش و لا جنة و لا نار كنا نسبحه حين لا تسبيح و نقدسه حين لا تقديس فلما اراد الله بدو الصنعة فتق نوري فخلق منه العرش فنور العرش من نوري و نوري من نور الله و انا افضل من العرش ثم فتق من نور ابن ابيطالب فخلق منه الملئكة فنور الملئكة من ابن ابيطالب و نور ابن ابيطالب من نور الله و نور ابن ابيطالب افضل من الملئكة و فتق نور ابنتي فاطمة فخلق منه السماوات و الارض فنور السماوات و الارض من نور ابنتي فاطمة و نور فاطمة من نور الله و نور فاطمة افضل من السموات و الارض ثم فتق نور الحسن فخلق منه الشمس و القمر فنور الشمس و القمر من نور الحسن و نور الحسن من نور الله و الحسن افضل من الشمس و القمر ثم فتق نور الحسين فخلق منه الجنة و الحورالعين فنور الجنة و الحورالعين من نور الحسين و نور الحسين من نور الله و الحسين افضل من الجنة و الحورالعين . يعني خلق فرمود ما را خداوند جائي ( يا وقتي ) كه نه آسمان بناشدهاي بود و نه زمين كشيدهشدهاي و نه عرشي و نه بهشتي و نه ناري تسبيح ميكرديم او را وقتيكه تسبيحي نبود و تقديس ميكرديم او را وقتيكه تقديسي نبود پس چون خداوند اراده فرمود ابتداء صنعت را شكافت نور مرا پس خلق فرمود از آن عرش را پس نور عرش از نور من است و نور من از نور خدا است و من افضل از عرشم پس شكافت نور پسر ابيطالب را پس خلق فرمود از آن ملئكه را پس نور ملئكه از پسر ابيطالب است و نور پسر ابيطالب از نور خدا است و نور پسر ابيطالب افضل از ملئكه است و شكافت نور دخترم فاطمه را پس خلق فرمود از آن آسمانها را و زمين را پس نور آسمانها و زمين از نور دخترم فاطمه است و نور فاطمه از نور خدا است و نور فاطمه افضل از آسمانها و زمين است پس شكافت نور حسن را پس خلق فرمود از آن شمس و قمر را پس نور شمس و قمر از نور حسن است و نور حسن از نور خدا است و حسن افضل از شمس و قمر است پس شكافت نور حسين را پس خلق فرمود از آن بهشت و حورالعين را پس نور بهشت و حورالعين از نور حسين است و نور حسين از نور خدا است و حسين افضل از بهشت و حورالعين است ، ( ص ٢٣٨ ) . حضرت ابيجعفر عليه السلام در حديثي فرمودند در صفت خداوند و كان خالقا و لا مخلوق فاول شئ خلقه من خلقه الشئ الذي جميع الاشياء منه يعني خداوند خالق بود و مخلوقي نبود پس اول چيزيكه خلق كرد از خلقش آن شيئي بود كه همه اشياء از آنند . ( كتابالمبين ج ٢ ص ١٥ ) و آن اول چيز نور حضرت پيغمبر است صلي الله عليه و آله كه همه اشياء از آن پديد آمدهاند . و فرمايش حضرت پيغمبر است صلي الله عليه و آله در حديثي به ابنعباس و آن اين است ان الله خلقني و عليا من نور واحد قبل خلق آدم بهذه المدة ثم قسمه نصفين ثم خلق الاشياء من نوري و نور علي عليه السلام يعني هراينه خداوند خلقت فرمود مرا و علي را از نور واحدي پيش از خلق آدم باين مدت ( چهلهزار سال ) پس آنرا بدو نصف قسمت فرمود پس خلق فرمود اشياء را از نور من و نور علي عليه السلام ( ص ٢٣٨ ) قيل لابيجعفر عليه السلام ان شيعتك تدعي انك تعلم كل ماء في دجلة و وزنه و كنا علي شاطئ دجلة فقال عليه السلام لي يقدر الله ان يفوض علم ذلك الي بعوضة من خلقه ام لا قلت نعم يقدر فقال انا اكرم علي الله تعالي من بعوضة و من اكثر من خلقه يعني عرض شد بحضرت ابيجعفر عليه السلام شيعه شما مدعي هستند كه شما ميدانيد همه آبهائي كه در دجله است و وزن آنها را و ما بر ساحل دجله بوديم پس فرمود عليه السلام بمن آيا خدا قادر است كه علم آنرا به پشهاي از خلقش تفويض فرمايد يا نه ؟ عرض كردم بلي ميتواند ، پس فرمود من گراميترم بر خداوند تعالي از پشهاي و از بيشتر از خلقش ( ص ٢٩٩ ) حال شما هم هر وقت فضيلتي از فضايل را شنيديد كه پذيرفتن آن بر شما مشكل شد از خود سؤال كنيد كه آيا خداوند قادر هست كه چنين فضيلتي بخلقي از خلايق خود بدهد يا نه ؟ مسلما جواب ميدهيد كه بلي ، آنوقت ملاحظه كنيد كه آيا دليلي از كتاب خدا و اخبار اهل بيت عليهم السلام داريد كه چنين فضيلتي را خداوند به احدي از آحاد خلق نداده اگر چنان دليلي داريد بآن دليل انكار كنيد ولي اگر دليلي نداريد و آن مطلب در قدرت خداوند هست و گوينده هم بر مطلب خود از آيات و اخبار دليل ميآورد بمحض استبعاد و اينكه سابقا چنين مطلبي را نشنيده و نميدانستهايد انكار نكنيد و چه بسيار چيزها است كه شما نميدانيد بلي اگر ادله آن گوينده براي شما قانعكننده نبود سكوت بفرمائيد ، چه اگر انكار نمائيد اي بسا حقي را ندانسته انكار كردهايد .
موضوعات مرتبط: احادیث مقام اول ما خلق الله ای چهارده معصوم (ص) [ یکشنبه 24 مهر1390 ] [ ] [ در جستجوی بزرگان ]
اعیاد شعبانیه بر شیعیان و دوستان ایشان مبارک
[ یکشنبه 19 تیر1390 ] [ ] [ در جستجوی بزرگان ]
میلاد حضرت فاطمه زهرا علیها السلام مبارک باد بر شیعیان ودوستان آن بزرگوار (ع) حضرت على عليه السلام فرمود : رسول خدا فرمودند : خداوند تبارك و تعالى على ، فاطمه ، حسن و حسين را از نورى واحد خلق نمود ( با توجه به احادیث دیگر معلوم است که چهارده معصوم (ص) از نور واحدی خلق شده اند. ) شيخ صدوق در كتابهاى امالى ، علل الشرايع و خصال ، از امام صادق عليه السلام روايت كرده : حضرت فاطمه در نزد خداى متعال داراى 9 اسم است : فاطمه ، صديقه ، مباركه ، طاهره ، زكيه ، راضيه ، مرضيه ، محدثه ، زهرا. شيخ صدوق در كتابهاى نامبرده از يونس بن ظبيان روايت كرده : امام صادق عليه السلام از من پرسيد: آيا مى دانى تفسير كلمه فاطمه چيست ؟ شيخ صدوق از امام صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمودند : شيخ صدوق در كتاب عيون اءخبارالرضا نقل مى كند كه ابن عباس به معاويه گفت : شيخ صدوق در كتاب عيون اخبارالرضا، به سند از رسول اكرم صلى الله عليه و آله روايت مى كند كه فرمود: نام دخترم را از آن جهت فاطمه گذاردم كه خداى عزوجل او و دوستدارانش را بر آتش جهنم حرام كرده است . شيخ صدوق در علل الشرايع به نقل از جابر جعفى روايت مى كند كه گفت : به امام صادق عليه السلام عرض کردم : چرا حضرت فاطمه عليهاالسلام زهرا ناميده مى شود؟ ابن شهر آشوب به نقل از ابوصالح مؤ ذن در اربعين آورده است : از رسول خدا سؤ ال شد كه معنى بتول چيست ؟ فرمود: بتول يعنى كسى كه خون نمى بيند و حيض نمى شود زيرا حيض براى دختران انبيا ناپسند است . رسول خدا به عايشه فرمودند : اى حميرا فاطمه مانند ساير زنان نمى باشد و مانند آنها دچار حيض نمى شود ابن شهر آشوب از امام صادق عليه السلام روايت نموده كه فرمود: خداوند تعالى تا زمانى كه حضرت فاطمه در قيد حيات بود زنان ديگر را بر على عليه السلام حرام نمود، زيرا كه وى هرگز مبتلا به حيض نمى شد. ابوهاشم عسكرى گويد: از امام حسن عسكرى پرسيدم : چرا حضرت فاطمه را زهرا ناميدند؟ كنيه هاى حضرت فاطمه عبارتند از: ام الحسن ، ام الحسين ، ام المحسن ، ام الائمه ، ام ابيها؛ و نامهاى او چنانچه شيخ صدوق گفته است عبارتند از: فاطمه ، بتول ، حصان ، حره ، سيده ، عذراء، زهرا، حوراء، مباركه ، طاهره ، زكيه ، راضيه ، مرضيه ، محدثه ، مريم كبرى ، صديقه كبرى ؛ و در آسمان او را نوريه سماويه ، و حانيه مى نامند. ديلمى در ارشادالقلوب از سلمان فارسى روايت مى كند: رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمايد: صحيفة الرضا: عن الرضا، عن آبائه عليهم السلام مثله . منبع : ترجمه و تحقيق از جلد 43 بحارالانوار زندگاني حضرت زهرا (عليهاالسلام ) موضوعات مرتبط: احادیث حضرت زهراء (ع) [ سه شنبه 3 خرداد1390 ] [ ] [ در جستجوی بزرگان ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||