جوابيه - در پاسخ به نظر يك بازديد كننده

از انجا كه نظر بازديد كننده در اين قسمت مطرح شده من نيز جواب مختصري در همين بخش ذكر ميكنم ابتدا متن فرد مذكور و سپس جواب خود را با رنگ سبز مينويسم


دوشنبه 24 مهر1391 ساعت: 11:10 توسط:اسکندر .....
بسم الله
سلام

شما یا بنده یا هر کس دیگر در مورد هدایت انسان و طرح خلقت و هر موضوع دیگری در این مورد حق طرح ریزی ندارد.حتی پیامبران.
جواب : در اينكه من و شما و امثالهم حقي نداريم شكي نيست ، اما قسمت دوم پيامبران ؟! لازم به ذكر است انبيا و اوصيا الهي براي ان مبعوث و برگزيده شده اند كه بشر را هدايت كنند پس واضح است كه حق دارند . و از مقدار  معرفت شما و امثالهم در مورد انبيا و اوليا غير از اين گفته توقع ديگر نمي رود ، اما مقام چهارده معصوم (ص) كه در مقام اول ما خلق الله  اند و اولين خلق خدايند و بواسطه ايشان ديگر مخلوقات خلق شده اند و اين مقام نوري ايشان است نه فكر كنيد مقام بشري ايشان كه در اين دنيا تشريف اورده اند زيرا ان خيال جاهلانه اي است و چهارده معصوم كه سرتا پا نور خدايند و معصوم و مطهر و اعمال ايشان منسوب به خداست چنانكه ايه قران دلالت دارد يدالله فوق ايديهم ... كه در مورد حضرت پيغمبر (ص) است كه وقتي مردم بيعت مي كردند ايه نازل شد كه در واقع با خدا مردم بيعت مي كنند ،‌ ولي فرد جاهل فكر ميكند خدا دست و پايي دارد و بعد خيال باطل خود را منكر ميشود و ايه را طوري ديگر معني ميكند ولي در واقع اين تعابير و امثالهم  مفهومشان واضح است يعني ائمه (ع) نماينده خدايند و كار ايشان و تمامي اعمال و كردار و گفتار ايشان وحي است و در واقع كار خداست زيرا ايشان خود را در محبوب خود فاني كرده اند و از اين حرف من برداشت باطلي نداشته باشيد  و منظورم مثل ان اعتقاد صوفي مذهبان نيست كه ادعاي اتحاد با خدا و خالق  خود را كردند  و بعد گفتند ما خودمان در اثر اطاعت خدا ، خدا شده ايم و نداي
 انا الحق سر دادند و گفتند به مريدان خود كه بايد ما را عبادت كنيد و آيا اين همان مذهب فرعون و امثال ان نبود اگر شما فكر مي كنيد كه مردم ان زمان انقدر احمق بودند كه فرعون را واقعا خداي خود ميدانستند در اشتباهيد بلكه همچنين مواردي بوده است .


ضعف استدلالات انسانی آشکار شده است.حتی پیامبران باید از مرجع دیگری غیر خودشان پیروی کنند و آن دستورات الهی است.اطاعت از "رسول" یعنی اطاعت از رسالتی که همراه اوست.
جواب : شكي نيست كه استدلالات اگر از منبع ثقلين خارج باشند ، داراي اين وضعيت هستند مثل علوم انساني فعلي چه غربي چه شرقي ، چه از ارسطو و سقراط ،چه از ملاصدرا ، ...  اما جواب قسمت دوم : شكي نيست اطاعت از رسول يعني اطاعت از رسالت او اما به دليل عصمت و ... اطاعت از خود شخص رسول = اطاعت از فرمان هاي الهي ، زيرا رسول جز اطاعت فرمان الهي از او سر نمي زند ، پس اين كلام مغالطه است

تعصب و تکرار حرف های تکراری و کلیشه ای دردی دوا نمی کند.رفع مشکلات جامعه انسانی تنها از جانب آفریننده انسان است. بن بست افکار انسانی واضح گشته است
جواب : تعصب در جايش خوب است ، و اين طور نيست كه اصلا تعصب به طور كلي خوب نباشد بلكه هر چيز در جايش و در زمانش خوب است و اعتدال يعني همين، اما حرف هاي تكراري ، ان هم در جايش خوب است و گاهي اوقات لازم است ، در روز 5 مرتبه نماز مي خوانيم ، ايا تكرار نيست ، بلكه همين تكرار است كه ما را به ذكر واميدارد ، رفع مشكلات از جانب خداست ان هم شكي نيست اما خدا خود  پايين نيامده و بر من و تو ظاهر نشده و نخواهد هم شد بلكه فرستادگاني فرستاده كه از انها اطاعت كنيد ،‌ و هدف خلقت انسان بندگي خداست ، و مشكلات جامعه انساني هم بايد تعريف شود كه چي اند مثلا فردي شايد ازاد نبودن مسائل جنسي و فحشا را مشكل بداند و گويد اين را بايد رفع كرد پس بايد تعريف شوند و اين خودش از همان جملات كليشه اي است مثل حقوق بشر،صلح ،حقوق زنان ،عدالت ، .. كه افراد كاري با عنوان موضوع ندارند بلكه مي خواهد اهداف خود را در زير سايه ي اين عناوين دنبال كنند ، شكي نيست راه حل هاي انسان هاي عادي از دانشمند گرفته تا غيره را ه حل نيست ، بلكه راه حل تمامي مشكلات اطاعت از دستورات خداوند است كه در نزد انبيا و اولياء الهي است پس راه حل = است با اطاعت از ايشان در همه زمينه ها ، دين ، علوم طبيعت ، فلسفه و كلام، صنعت ، ....

أَمْ يحَْسُدُونَ النَّاسَ عَلىَ‏ مَا ءَاتَئهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ فَقَدْ ءَاتَيْنَا ءَالَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَ الحِْكْمَةَ وَ ءَاتَيْنَاهُم مُّلْكا عَظِيمًا(54)
فَمِنهُْم مَّنْ ءَامَنَ بِهِ وَ مِنهُْم مَّن صَدَّ عَنْهُ وَ كَفَى‏ بجَِهَنَّمَ سَعِيرًا(55) النسا’

آل ابراهیم (افراد خوب آنها) توانسته بوده است که جانشین دستورات الهی باشد؟ ضرورت احکام جدید از جانب خداوند پیش آمده است...

روش برداشت ما از کتاب الهی رعایت "اتصال قول" است.گزینشی خواندن مشکل زاست.همانطور که هنگام خواندن کتاب طبیعت باید پیوستگی ها را رعایت کنیم...
جواب : اتصال قول را تعريف كنيد ، ايات قران متصل نيستند ، ايه اي مي خواني اولش در موضوعي ، وسطش در موضوعي ديگر و اخرش در موضوعي ديگر  است ، حال اين يك ايه است تكليف سوره ها ديگر معلوم است ، حرام بودن تفسير به راي قران واضح است احاديث و ايه هاي فراواني در اين مورد است در همين وبلاگ نوشته ام ، برداشت از قران مخصوص حاملان اسرار ان است نه انسان هاي عادي كه هيچ پيوستگي اي با منبع وحي نداشته اند و نخواهند داشت بلكه فقط افكار و برداشت هاي شخصي خود را ميزان قرار داده و ايه ها را به سليقه خود معني كرده و اهداف شوم خود را از اين طريق پرورش داده و منتشر ميكنند

رسول الله و آل ایشان و هر کس دیگری باید اتصال آیات هر سوره را رعایت کند تا از این کتاب پویا و زنده بهره مند شود.مثل اتصال اعضای یک درخت...
جواب : در مورد حضرت پيغمبر (ص) و آل محمد (ص) ايشان خود ميدانند چه انجام دهند و نيازي به نصيحت! !! جناب عالي و امثالهم ندارند ، و تفسيري كه ايشان از احاديث داده اند مثل شما و امثالهم از فكر خودشان نبوده بلكه آن هم وحي منزل بوده و كلام خدا

بنده هم این اتصال را رعایت میکنم البته با هشدارهای گرامیانی نظیر شما حواس خود را بیشتر جمع میکنم.در رعایت این اتصال به اتصال مومنین نیاز است.
چرا معیار بودن قرآن در احادیث را فراموش میکنید؟ هر حدیثی باید با قرآن سنجیده شود. وعده حفظ قرآن داده شده است نه وعده حفظ احادیث.
جواب : اگر منظورتان با بنده نويسنده اين وبلاگ است كه معيار بودن قران را فراموش ميكنم بايد بگويم بنده اصلا نظر شخصي خود را در مورد ايات قران و احاديث نمي گويم و اصلا انرا معتبر نمي دانم بلكه اين كار را حرام نيز ميدانم ، اما انچه در اين وبلاگ گفته شده همه از احاديث معتبر ذكر شده ،  و نيازي به بررسي بنده و امثالهم ندارد كه ببينم با عقل ناقص خودم با كتاب الله و سنت در تضاد است يا نه !!!!!!! من و امثال من به مولاي خود حضرت صاحب الامر (عج) اعتماد داريم كه ايشان حافظ دين و شريعت اند اگرچه در ظاهر بر جاهلان پيدا نباشد و خود ايشان وقتي مي فرمايند در حوادث واقعه يعني ايام غيبت به راويان حديث ما رجوع كنيد يعني چه ؟ اگر مي خواستند مي فرمودند فقط به قران رجوع كنيد ، يا مي فرمودند به احاديث رجوع كنيد ولي فرموده اند : به راويان حديث رجوع كنيد حال ميشود گفت احاديث اكثرا دروغ اند و ما خودمان بياييم فقط از قران احكام و ... را دربياوريم و بر اين مردم جاهل اعمال نظر كنيم و بگوييم اين نظر من است و حكم خداست ؟ بر چه اساس نظر شخصي تو كه نه معصومي و نه وحي اي به تو ميشود شده نظر خدا   و سرپيچي از ان نافرماني خدا!! عجبا خودشان را از خدا هم بالاتر ميدانند و به جاي خدا حكم ميدهند و تعيين و تكليف براي عوام مردم مي كنند ، حال اين را بگويم اگر ارجاعي از ائمه (ع) به فقها و علما شده به خاطر همان لفظ روايت از امام (ع) است نه روايت از خودشان ، و دليل پيروي از فقها و علما فقط همين است كه چون از جانب امام (ع) و از قول ايشان سخن مي گويند بايد اطاعت شوند ، و اگرنه چه نيازي داشت كه از خود اين افراد اطاعتي شود
اما جواب قسمت دوم :همان طور كه وعده حفظ قران از سوي خدا شده ، وعده حفظ احاديث از جانب امامان (ع) كه در واقع همان وعده خداست نيز شده و حضرت مهدي (عج) حافظ و ناصر دين خدا و كتاب قران و احاديث هستند و قران در نزد ايشان حفظ شده نه در نزد .... و خود ايشان ما را امر به رجوع به راويان حديث كرده اند حال ميشود گفت كه احاديث حفظ نشده اند و امام (ع) ما را به احاديث باطل خوانده است ، همه ي اين حرفها به خاطر ان است كه نمي خواهند فضائل آل محمد (ص) را قبول كنند و خود را پايين تر از ايشان و در واقع در برابر ايشان هيچ پندارند به همين دليل سعي بليغ داشته كه چهارده معصوم (ص) را از مقام والاي  ايشان پايين اورند تا ايشان را هم مثل خود جلوه دهند و ان وقت بگويند ما هم مثل انها هستيم و انها بر ما فضيلتي ندارند ان وقت رياست طلبي ها و دنيا داري هاي خود را بتوانند انجام دهند


والسلام
جواب : والسلام


- ایشان دوباره پیام هایی داده که انها را نیز می نویسم :

پنجشنبه 27 مهر1391 ساعت: 13:43 توسط:اسکندر ....
بسم الله
سلام
این فرمایش شما از چه مرجعی است:
"همان طور كه وعده حفظ قران از سوي خدا شده ، وعده حفظ احاديث از جانب امامان (ع) كه در واقع همان وعده خداست نيز شده "

جواب : در پاسخ قبلی ام ذکر کردم رجوع کنید ، اما جواب قسمت دوم :....با احادیثی که میفرمایند گفته های ما را با قرآن بسنجید چه میکنید؟

این کار را انجام میدهیم ولی شما با احادیث و ایاتی که منع تفسیر به رای و حرام بودن ان را می گوید چه کار می کنید برای نمونه : http://ahadis-14.blogfa.com/cat-54.aspx
یا   http://ahadis-14.blogfa.com/cat-17.aspx

در زمان ما چه کسانی این تطییق را انجام میدهند؟در زمان ما افراد معصوم نیستند و با عالم غیب در رابطه نیستند.ایشان چگونه این تطبیق را انجام میدهند؟

چه کسانی! افرادی که طبق حدیث امام حسن عسکری (ع) باشند . یعنی ان دسته از فقها که نگهدارنده ی نفس خود و ... ، اما فقها چگونه این کار را انجام میدهند : با موازینی که در قران و احادیث امده و از سوی ائمه (ع) ذکر شده

اگر منظور شما از اینکه گفتید آیه ای داریم که اولش و وسطش و پایانش با هم فرق دارند منظورتان آیه 3 سوره مائده باشد میخواستم دعوت کنم از شما که در سایت اینجانب لینک های مربوطه را مطالعه کنید.

از شما پرسیدم که اتصال قول را تعریف کنید

امیدوارم بتوانیم مباحث خود را با آرامش و منطق ادامه دهیم.
...والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا...

شکی نیست

باور کنید ما هم میخواهیم به راز و رمز خلقت خود به شکلی منطقی برسیم.منظورم از ما نسلی است که رمز و راز زیادی از طبیعت را گشوده می بیند.

نظم قرآن نباید از نظم طبیعت کمتر باشد.در ضمن قابل درک برای ما.

شکی نیست نظم قران فراتر از این حرف ها است ولی قابل درک برای همه !!!! در مورد طبیعت هم چنین گفته ای صادق نیست نمی بینید خیلی ها از معادلات پیچیده طبیعت چیزی نمی فهمند ایا همه از نحوه و چگونگی اتم ها و ... اطلاع دارند ! حرف خنده داری است


پیام بعدی ایشان :

بسم الله
سلام
فرموده اید:
"...حال اين را بگويم اگر ارجاعي از ائمه (ع) به فقها و علما شده به خاطر همان لفظ روايت از امام (ع) است نه روايت از خودشان ، و دليل پيروي از فقها و علما فقط همين است كه چون از جانب امام (ع) و از قول ايشان سخن مي گويند بايد اطاعت شوند ، و اگرنه چه نيازي داشت كه از خود اين افراد اطاعتي ..."

سوال این است که زمانی که همین علما و فقهای مورد نظر شما اختلاف کنند مرجع حل اختلافات چیست یا کیست؟ منظور علما و فقهای عصر حاضر است.اختلافات امروز ایشان چرا رخ میدهد؟مثلا در مورد ولایت فقیه یا مسائل اقتصادی اختلافات را
نمی توان ندید.

همانجور که گفتم منظور فقها و علمایی اند که شرایط حدیث حضرت امام حسن عسکری (ع) را داشته باشند ، فرضا هم اگر در موردی اختلاف داشتند ، اشکالی ندارد زیرا  اختلاف در احادیث هم داریم ، ای بسا برای موردی چند حکم باشد حالا به هر کدام رجوع کنیم ایرادی ندارد ، ایراد ان است که فضائل محمد و ال محمد (ص) مانند شق القمر و ... را به بهانه های خنده دار رد کنیم مثل شما که در سایتتان نوشته اید این با علم سازگار نیست از کی تا حالا معجزه با علم قرار شده سازگار باشه ایا شفای افراد کور توسط حضرت عیسی (ع) با علم سازگاره

 از انجايي كه ايشان فقط حرف خودشان را مي گويند آن هم بدون سند، براي مثال باز هم پيام داده اند كه انها را مي اورم ولي قبلش بگويم فرد مذكور مهمترين اعتقادات شيعيان 12 امامي را منكر است از جمله رجعت قبل از قيامت كه در نزد همه علماي شيعه با مكتب هاي گوناگوني كه دارند اثبات شده و جز اعتقادات است ، و همچنين فضائل محمد و آل محمد (ص) را منكر اند از جمله : شق القمر، رد الشمس ،...  تا اينجا مربوط به شيعيان بود اگرچه اهل سنت هم برخي معجزات و فضائل را قبول دارند ، اما از اينها هم كه بگذريم ايشان تفسير به راي قران را حلال بلكه واجب مي دانند چنانچه كه مشهود است و اين در حالي است در جواب به پيام قبلي لينك هاي حرام بودن و عواقب سوء اين كار را قرار دادم حال جاي اين سوال باقي است مذهب و دين ايشان چيست ؟! كه همه چيز را منكرند به جز افكار و اوهام خود را !!؟ 

اما پيام هاي بعدي ايشان
پنجشنبه 27 مهر1391 ساعت: 21:50 توسط:اسکندر .....
بسم الله
سلام
اینکه می فرماید:
" فرضا هم اگر در موردی اختلاف داشتند ، اشکالی ندارد زیرا اختلاف در احادیث هم داریم ، ای بسا برای موردی چند حکم باشد حالا به هر کدام رجوع کنیم ایرادی ندارد"
آیا مثلا در مورد مسائل اقتصادی اختلافات حل نشدنی خواهند ماند؟ طبق هر حدیثی عمل کنیم درست است؟

جواب : منظورتان واضح نيست ، اما طبق هر حديثي !! چنين حرفي من نگفتم ، اختلاف در مسائل اقتصادي يعني چه ؟ اصلا واضح نيست كه كجا را نشانه گرفته ايد!!


اما در مورد اتصال قول.اشاره سوره قصص را ملاحظه بفرمایید:

وَ لَقَدْ وَصَّلْنَا لهَُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ(51)
الَّذِينَ ءَاتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ مِن قَبْلِهِ هُم بِهِ يُؤْمِنُونَ(52)
وَ إِذَا يُتْلىَ‏ عَلَيهِْمْ قَالُواْ ءَامَنَّا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّنَا إِنَّا كُنَّا مِن قَبْلِهِ مُسْلِمِينَ(53)

و اینکه تحدی به آوردن معجزه در سطح سوره خواسته شده است.

و اینکه در سوره توبه خواندن سوره برای مومنین و غیر مومنین وسیله هدایت و افزایش ایمان خوانده شده است.

و اینکه نباید یحرفون الکلم عن مواضعه صورت بگیرد...

ايه اول را كه گفتيد در جواب سوالم كه گفتم اتصال قول را تعريف كنيد اما ايه هاي  بعدي ربطي به موضوع ما نداشتند باز هم معلوم نيست كجا را نشانه قرار داديد!!  اما شما و امثالهم از كجا چنين كشف بزرگي كرده ايد كه اين ايه ميشود همان حرف شما ، و همچنين من گفتم تعريف كنيد كه ببينيم چيست ؟ مرحله بعد اثبابتش است ، و قرار نيست تنها با يك چند كلمه از يك ايه چيزي به تنهايي اثبات شود بايد ديد مفسر قران يعني محمد و ال محمد (ص) در مورد اين ايه چه فرموده اند.

اما در مورد شق القمر.خود قرآن ملاک است.چه در مورد اینکه فرموده است کل فی فلک یسبحون و چه در مورد مرده زنده کردن حضزت عیسی.اشاره به علم در هر مورد صرفا جهت تایید مکرر است...

شما كه ملاك را فقط قران مي دانيد ان هم  به تنهايي  ، لطف كنيد بگوييد از كجا فهميديد كه نماز ظهر مثلا 4 ركعت است و چه جوري خوانده ميشود ،‌ حتما خودتان فكر كرديد و فهميديد!!!! دست برداريد اين حرف ها ديگر خريدار ندارد
من گفتم چرا شما و امثالهم شق القمر را منكر هستيد ان هم به بهانه خنده دار متضاد بودن با علم ناقص اندر ناقص فعلي ، نوشته ايد خود قران ملاك است بعد ايه اي اورديد كه اصلا ربطي ندارد ايه مي گويد همه تسبيح خدا را مي كنند كه البته براي انها كه اطلاع ندارند بگويم منظور در شريعت نيست چون با چشم خودت داري مي بيني چه افرادي هستند نه تنها تسبيح نمي كنند بلكه كفران مي كنند ، شيطان پرست ها ، و ...
پس مربوط به عهد الست است كه همه مخلوقات اطاعت خداوند را كردند و خدا را تسبيح گفتند و ايه قران است كه همگي گفتند بلي تو پرورنده ي مايي ، پس شما بگوييد از كجاي اين ايه شق القمر را رد كرديد و منكر ان شديد!!!

جمله اخرتان هم كه اصلا نه تنها ربطي ندارد بلكه ايراد لغوي دارد و منظورتان مشخص نيست ، اگر هم باشد اين جور برداشت ميشود كه منكر انجام شدن معجزه حضرت عيسي (ع) هستيد و فقط به علم ان معتقديد ، كلا هر چي به جلوتر مي رويم خودتان را بيشتر رسوا مي كنيد كه به قران هم معتقد نيستيد
و اين نكته را هم بگويم از انجا كه شيهات ايشان خيلي ابتدايي است نيازي به اوردن دلايل و مدارك  استدلالي نيست زيرا وقت گير است و شخصا بيكار نيستم.


پيام بعدي ايشان
بسم الله
سلام
درخصوص حفظ قرآن شما اینطور مرقوم فرموده بودید:
"اما جواب قسمت دوم :همان طور كه وعده حفظ قران از سوي خدا شده ، وعده حفظ احاديث از جانب امامان (ع) كه در واقع همان وعده خداست نيز شده و حضرت مهدي (عج) حافظ و ناصر دين خدا و كتاب قران و احاديث هستند و قران در نزد ايشان حفظ شده نه در نزد..."
و بنده هم از شما درخواست مرجع برای حفظ احادیث خواسته بودم و شما مجددا ارجاع به این نوشته داده اید.ملاحظه میکنید که بیانات شما گویا نیست.

جواب : كاملا مشخص است كه حرف هاي من گويا نيست!!!؟ مرجع حفظ احاديث : گفتم حديث حضرت صاحب الامر (ع) و گفتم كه اگر احاديث صحيح قرار بود باطل باشند رجوع به راويان حديث كه از سوي حضرت قائم (عج) داده شده باطل و لغو بود ، پس به راحتي نتيجه مي گيريم خود حضرت (عج) كه زنده اند و تشريف دارند حفظ قران و احاديث را انجام مي دهند و در رساندن دين خدا كوتاهي نفرموده اند حال اگر شما معتقد به امام زمان (ع) نيستيد ان بحث ديگري است.

وعده حفظ قرآن برای حفظ خود قرآن است نه برای توضیحات و تفسیرات برای آن.حال آن تفسیرات صحیح و مصیب بوده باشد چه نباشد.
جواب : بله براي تفسير به راي هاي افراد عادي ، قراري هم نبوده و نيست كه حفظ شوند ولي تفسير هاي ائمه (ع) كه مفسر واقعي قران اند ، حديث محسوب شده و در كنار قران ميزان هستند چنانچه حضرت پيغمبر (ص) فرموده اند : كتاب الله و عترتي ،‌ نفرمودند فقط كتاب ، ايا اين كلام را متوجه نمي شويد يا دوست نداريد قبول كنيد ؟
مانند کتاب طبیعت است.کتاب طبیعت محفوظ است ولی نظرات دانشمندان در تفسیر و شناخت آن میتواند محفوظ بماند میتواند از بین برود و دانشمندان عصر جاری از آنها بهره میبرند....

جواب :  حرف هاي كليشه اي به قول خودتان

وعده حفظ قرآن در کنار معجزه بودن آن سبب شده است که این بنای عظیم در این جهان نیز محکم و استوار بماند.بنایی که در عالم ملکوت کپی اصلی آن وجود دارد.آیاتی از بعضی سور متفرق و طبق نیاز نازل شده است ولی طبق آن کپی اصلی و منسجم در این جهان جمع آوری شده است.خداوند بر تصمیم افراد هنگام جمع آوری و خواندن آن مقتدر است.
اینها را درکنار آیاتی همچون ...لقد یسرنا القرآن للذکر فهل من مدکر...
قرار دهید.معلوم میشود که کتاب شریعت نیز خواندنی و درک کردنی است و نظم و ترتیب دارد.این بمعنای این نیست که ما میتوانیم تمام زوایای آنرا درک کنیم.مثل کتاب طبیعت است از نظم و ترتیب آن استفاده میکنیم ولی به معنی این نیست که تمام آنرا درک میکنیم.روشمند آنها را مطالعه میکنیم و برداشت درست ونادرست از آنها را میتوانیم تمیز دهیم...
حتی در مطالعه کتاب طبیعت ثابت میشود که تلاش ما ناتمام است.ولی تلاش های ما منظم و مرتب و روشمند باید ادامه یابد...
والسلام

جواب : شما تلاش كنيد حتما به جايي مي رسيد همان گونه كه پيشينيان انجام دادند و رسيدند !!!!!!!؟؟

حالا يك جواب استدلالي هم قرار ميدهم كه ديگر دم از فهميدن قران با عقل خودتان نزنيد
و اخرين جواب همين است

در اينكه معاني و تأويلات آيات شريفه قرآن منحصر بمعني ظاهر عربي آنها نيست شكي نيست چه در خود قرآن نازل شده و نزلنا عليك الكتاب تبيانا لكل شئ و حضرت اميرالمؤمنين (ع‌) ميفرمايند ما من شئ تطلبونه الا و هو في القرآن فمن اراد ذلك فليسألني يعني چيزي نيست كه آنرا طلب ميكنيد مگر اينكه آن در قرآن است پس هر كس آنرا اراده كند از من سؤال كند . و بديهي است كه در ظاهر قرآن بيان همه چيزها را نمي‌يابيم حتي احكامي هم كه ذكر شده كلياتي است و جزئيات آنها را نمي‌يابيم مثلا فرموده است اقيموا الصلوة يعني برپا بداريد نماز را ولي تفصيلات آن نيست كه مثلا هر نمازي چند ركعت است و ترتيب آن چيست و همچنين امر بزكوة شده ولي اينكه از چه چيزهائي بايد زكوة بدهند و حد نصاب هر يك چيست و مقدار زكوتش چيست از ظاهر قرآن بر خواننده عربي‌دان معلوم نميشود بنا بر اين آنچه در ظاهر قرآن نمي‌يابيم در باطن و در تأويل آن است و جز خداوند و راسخين در علم آنها را نميدانند چنانچه خداوند فرموده مايعلم تأويله الا الله و الراسخون في العلم يعني تأويل قرآن را نميداند جز خدا و آنها كه راسخ در علم هستند و حضرت باقر عليه السلام در حديثي فرمودند
ان للقرآن ظاهرا و باطنا يعني هراينه براي قرآن ظاهري است و باطني و در حديثي ديگر بجابر فرمودند ان للقرآن بطنا و له  ظهرا و للظهر ظهرا يا جابر و ليس شئ ابعد من عقول الرجال من تفسير القرآن
يعني هراينه از براي قرآن باطني است و ظاهري و براي ظاهر هم ظاهري است اي جابر و نيست چيزي دورتر از عقول اشخاص از تفسير قرآن

و همچنين آياتي كه در غير احكام است مثلا خداوند در قصه ذوالقرنين ميفرمايد حتي اذا بلغ مغرب الشمس وجدها تغرب في عين حمئة و وجد عندها قوما يعني تا آنكه رسيد بمحل غروب آفتاب و يافت كه آفتاب در چشمه‌اي كه در آن گل سياه گنديده‌اي است غروب ميكند و يافت در نزد آن جماعتي را ، حال عربي كه عربي ميداند يا شما كه قرآن ترجمه‌داري را مطالعه كنيد او چه ميفهمد و شما چه ميفهميد هيچكدام چيزي نمي‌فهميد و نخواهيد دانست كه محل غروب آفتاب يعني چه در جائي از زمين كه آفتاب فرو نميرود آن چشمه كجا است آن گلهاي سياه گنديده چه هستند آفتاب كه يك مليون و سيصدهزار مرتبه از زمين بزرگتر است چگونه در چشمه‌اي در زمين فرو ميرود و با حرارتي كه آفتاب دارد اگر بزمين پائين بيايد كره زمين را ذوب و بخار ميكند چگونه در چشمه آبي فرو ميرود و آن جماعتي كه نزديك آن مغرب آفتابند چگونه كسانيند كه نمي‌سوزند و هكذا از اين قبيل امور كه هيچيك را نمي‌فهميد . همان آيات واضح واضح هم باز مشكلاتي در آنها هست بعضي آيات منسوخند و بعضي ناسخند و از خود قرآن كمتر معلوم ميشود كه كدام نسخ شده و بكدام عمل بايد كرد ، بعضي لفظشان عام است ولي معني آنها خاص است ، بعضي لفظ آنها جمع است و معنيشان مفرد است مثلا در آيه شريفه الذين قال لهم الناس ان الناس قد جمعوا لكم  فاخشوهم يعني آنها كه مردم بآنها گفتند كه مردم اجتماع كرده‌اند براي جنگ با شما پس بترسيد از آنها ، گوينده يك نفر بود و آن نعيم بن مسعود اشجعي بود كه اصحاب حضرت پيغمبر صلي الله عليه و آله را ميخواست بترساند كه بجنگ ابوسفيان نروند حال در اين آيه با اينكه گوينده يك نفر بود بكلمه الذين يعني آن كسانيكه تعبير آورده شده ، و بعض آيات هستند كه لفظشان مفرد است ولي معني آنها جمع است ، بعضي لفظشان ماضي است و معني آنها مستقبل است مثلا در جائي مي‌فرمايد و نفخ في الصور يعني دميده شد در صور و در جائي مي‌فرمايد يوم ينفخ في الصور يعني روزي كه دميده ميشود در صور ، بعض آيات هستند كه متفق اللفظند ولي معاني آنها مختلف است مثلا فرموده اقيموا الصلوة يعني برپا بداريد نماز را كه بصيغه امر فرموده و اراده وجوب فرموده در آيه ديگر فرموده اذا حللتم فاصطادوا يعني وقتيكه ( پس از فراغ از حج ) محلّ شديد ( يعني از احرامتان بيرون آمديد ) پس صيد كنيد ، اين كلمه صيد كنيد هم بلفظ امر است اگر اين امر هم بمعني امر در آيه اول باشد و براي وجوب باشد بايد حاجيان پس از فراغ از حج هر يك تير و كماني بردارند و بشكار بروند و حال آنكه چنين نيست و اين صيغه امر اينجا براي اذن است نه وجوب يعني اگر بخواهيد مانعي نيست كه شكار برويد . و همچنين آياتي در قرآن هستند كه از آيات محكمه هستند و بعضي از آيات متشابهه و خداوند در خود قرآن اين را فرموده است و فرموده هو الذي انزل عليك الكتاب منه آيات محكمات هن ام الكتاب و اخر متشابهات فاما الذين في قلوبهم زيغ فيتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة و ابتغاء  تأويله يعني او است كه نازل فرموده است بر تو قرآن را بعض از آن آيات محكمه‌اي است آنها ام الكتاب هستند و آيات ديگري هستند كه متشابهند اما آنها كه در دلشان ميل ( از حق ) است پيروي ميكنند آنچه را از قرآن كه متشابه است براي طلب فتنه و براي تأويل كردن آن ، و آيات متشابهه آنها هستند كه معني آنها بر جاهل بآنها مشتبه ميشود مثلا خداوند در جائي ميفرمايد فيضل الله من يشاء و يهدي من يشاء يعني پس خداوند هر كه را ميخواهد گمراه ميكند و هر كه را ميخواهد هدايت ميكند ، و گمراه كردن را خداوند بخود نسبت داده در آيه ديگر ميفرمايد و اضلهم السامري يعني سامري آنها را گمراه كرد ، و گمراه كردن را نسبت بسامري داده در آيه ديگر ميفرمايد رب انهن اضللن كثيرا من الناس يعني خدايا آنها ( بتان ) گمراه كردند بسياري از مردم را ، و گمراه كردن را به بتها نسبت داده در آيه ديگر ميفرمايد و من يشرك بالله فقد ضل ضلالا بعيدا يعني و هر كس شرك بورزد بخدا پس بتحقيق گمراه شده گمراهي بعيدي و ضلالت را بخود خلق نسبت داده است حال اينها آيات متشابهه است كه جاهل در آنها درميماند آيه اول را ميخواند خيال ميكند كه خداوند ظلم به بندگان ميكند و خود او گمراه ميكند و بعد بجهنم ميبرد و قائل بجبر ميشود آيه آخر را ميخواند ميگويد هر كسي خودش گمراه ميشود و كاري بخدا نيست و قائل بتفويض ميشود و هكذا از اين قبيل آيات متشابهه بسيارند و هفتاد و سه فرقه مسلمين همه ميگويند قرآن را قبول داريم ولي هفتاد و دو فرقه آنها بآيات متشابهه متمسك ميشوند و آنها را تفسير برأي موافق گفته خود ميكنند باري اين قبيل مشكلات در فهم معاني قرآن بسيار  است و آنچه بر سبيل تمثيل عرض كردم اندكي از بسيار بود و خواستم كه بكلي از تفسير برأي مايوس بشويد و بفهميد كه نميشود بقرآن تنها اكتفا كرد و آنرا از پيش خود معني نمود و سرّ فرمايش حضرت پيغمبر صلي الله عليه و آله را دريابيد كه فرمودند اني تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتي ما ان تمسكتم بهما لن‌تضلوا يعني من بجا ميگذارم در ميان شما دو چيز نفيس را كتاب خدا و عترتم را كه اگر متمسك بآن دو بشويد هرگز گمراه نميشويد ، و ملاحظه فرمائيد كه شرط فرموده بهر دو متمسك شويد يعني معني قرآن را از اهل بيت كه كتاب الله ناطقند بگيريد تا گمراه نشويد و آن معني براي قرآن صحيح است كه موافق فرمايش و تفسير اهل بيت عليهم السلام باشد و بعد از اين ديگر گول وهابيها و وهابي‌مآبها را نخوريد كه هي دم از قرآن ميزنند و سنت را فراموش كرده‌اند و گمراه شده‌اند و اين دستور آن دويمي است كه براي اينكه اسلام را از ميان ببرد منع از نوشتن احاديث ميكرد و ميگفت قرآن ما را كفايت است و غرضش آن بود كه از اجمال و ابهام قرآن استفاده كنند و هر طور بخواهند آنرا تفسير برأي كنند و احكام خدا را تغيير دهند به قضات خودش هم همينطور دستور ميداد و ميگفت : اجتهدوا آرائكم ، يعني از روي آراء خودتان اجتهاد كنيد و مسلم است كه وقتيكه هر قاضي برأي و اجتهاد خودش چيزي بگويد احكام مختلفه‌اي پيدا ميشود كه هيچكدام حكم خداوند نيست و احكام خدا فراموش ميشود و اگر اسلام آن است كه خداوند بر پيغمبر خود نازل فرموده و او بيان فرموده اين احكام كه حكم خود قضات است پس اسلام نيست و عجب است كه شيطان چگونه امور را وارونه نشان ميدهد
باري سخن بطول انجاميد و از آنچه عرض كردم معلوم شد كه تفسير قرآن برأي جايز نيست و عرب بودن يا عربي دانستن تنها موجب فهم قرآن نيست و بايد مراد خداوند را از آنها كه خداوند علم قرآن را بآنها عطا فرموده گرفت و يك سر آنكه خداوند قرآن را مجمل قرار داده و علم آنرا نزد آل‌محمد عليهم السلام قرار داده همين است كه هر كس بخواهد دين خدا را بداند ناچار باشد كه به در خانه ايشان رجوع نمايد و بر معاني و تأويلات و بواطن آن واقف شود و روح ولايت در كالبد تن بي‌جان دين او دميده شود و بطور حقيقت  متمسك بقرآن و عترت هر دو بشود و اگر ظاهر قرآن مجمل نبود و احكام ظاهره را مردم از آن مي‌فهميدند خود را مستغني مي‌پنداشتند و بايشان رجوع نمي‌كردند و ولايت را كه اصل دين و علت غائي خلقت است از دست ميدادند و گمان نكنيد كه حتي در همان آيات محكمه كه همه اجماع بر معني آن دارند مستغني از آل‌محمد عليهم السلام هستيم بلكه در همانها هم محتاج بفرمايش و سنت ايشانيم و نزد فقها روشن است كه سنت سه قسم است سنت قوليه ، سنت فعليه و سنت تقريريه ، سنت قوليه آن است كه بزبان فرمايشي فرموده باشند و سنت فعليه آن است كه در موقعي كاري كرده باشند و بايد بآن تأسي و اقتدا كرد و سنت تقريريه آن است كه مردم بر يك رويه‌اي باشند و آنها را منع از آن نكرده باشند و بر همان رويه آنها را تقرير كرده باشند حال آنچه از كتاب خدا معني آن ظاهر است و همه اتفاق دارند كه مراد همان معني ظاهر عربي آن است و بر خلاف آن حديثي از آل‌محمد عليهم السلام نرسيده باشد اين از سنت تقريريه شمرده ميشود يعني ما را بر همانچه كه از آيه مي‌فهميم و متبادر بذهن ما ميشود تقرير و تأييد فرموده‌اند و باعتماد بر ايشان است كه مطمئن ميشويم كه آنچه از معني اين قبيل آيات ميفهميم يكي از معاني آيه شريفه است كه خداوند اراده فرموده و اين از تفسير برأي نيست و بنا بر اين چيزي از قرآن باقي نماند مگر آنكه معني آنرا بايد از آل‌محمد عليهم السلام تعليم گرفت .

اين بود بخشي از  سخن يكي از بزرگان شيعه كه نقل كردم والسلام

السلام علي من تبع الهدي

موضوعات مرتبط: احادیث ظهور امام زمان (عج) و نشانه ها و علایم آن

تاريخ : دوشنبه 24 مهر1391 | | نویسنده : در جستجوی بزرگان |

جلد سيزدهم بحار الانوار – ترجمه احاديث

احاديثي كه در اين قسمت  است از كتاب مهدي موعود  ترجمه جلد سيزدهم بحار الانوار علامه مجلسي : مترجم علي دواني – جاپ 16  دار الكتب الاسلامي نقل ميشود

در مورد كتاب : مترجم يك مقدمه 180 صفحه اي نوشته كه با ان صفحات كتاب ميشود 1283 صفحه كه اليته صفحات زيادي از ان ربطي به اصل كتاب مجلسي نداشته و مترجم به عنوان پاورقي و يا توضيح  و يا اشعا ر و يا فهرست اورده به هر حال ترجمه هاي زيادي از جلد سيزدهم بحار شده  همان طور كه مترجم نيز در مقدمه گفته مانند : ترجمه شيخ محمد حسين بن محمد ولي ارومي  - چاپ تهران   ---  ترجمه ميرزا علي اكبر ارومي --- ترجمه اي ديگر به دست يكي از علماي هند به هر حال مترجم دليل نوشتن اين كتاب را ( يعني مهدي موعود ) را صلاح ديد مرحوم بروجردي ذكر ميكند و همچنين دليلش سوء استفاده فرقه بي دين  بهايي را از برخي احاديث كتاب بحار ميداند كه به همين دليل پاورقي هاي متعددي در ترجمه كتاب به همين موضوع اشاره دارد به هر حال اگرچه مترجم عنوان روي جلد كتاب را ترجمه جلد سيزده بحار ميداند و لي واضح است كه اين ترجمه يك ترجمه ازاد است و تحت الفظي نيست و همان طور كه خود مترجم مينويسد براي مثال در ص 1246 مينويسد كه نيازي به ترجمه مثلا اين عريضه ها نيست ؟! و جمله ي عجيبي را ميگويد كه جاي تعجب است و ان عريضه ها جوابيه هاي امام زمان (عج) است در پاسخ به برخي افراد كه در انها مسائل فقهي و احكام امده است اما مترجم ميگوبد نيازي به ترجمه انها نيست ! زيرا ما خودمان مراجع داريم كه حكم را از انها مي گيريم حال بايد پرسيد كه حكم امام زمان (عج) بالاتر و واجب تر است يا..... به هر حال از معايب كتاب هم كه بگذريم به محاسن ان هم بايد نظر كرد مثل فهرست موضوعي و ....

ترجمه احاديث جلد سيزدهم بحار الانوار مرحوم مجلسي

حضرت پيغمبر (ص) فرمودند : اگر جز يك روز از عمر دنيا باقي نمانده باشد ،خداوند ان روز را چندان دراز گرداند ، تا مردي از اولاد من قيام كند و زمين را پر از عدل و داد نمايد ، همان جور كه پر از ظلم و ستم شده باشد . (ص357)

حضرت صادق عليه السلام فرمودند  : آمدن سفياني حتمي است ،اختلاف ميان اولاد عباس هم حتمي است و كشته شدن مردي پاكدل هم حتمي است و قيام قائم هم حتمي است  .عرض كردم (ثمالي ) صداي آسماني چگونه است ؟ فرمود : اول روز گوينده اي از آسمان صدا ميزند ( جبرئيل ) : به طوري كه همه ي مردم با لغات مختلف خود انرا ميشنوند و ميگويد : اگاه باشيد كه حق با علي  و شيعيان اوست . انگاه شيطان در اخر همان روز از زمين صدا ميزند اگاه باشيد حق با عثمان و پيروان اوست و در ان وقت است كه اهل باطل دچار ترديد مي شوند . (ص1078)

حضرت صادق عليه السلام فرمودند  :  پيش از آمدن قائم دوازده نفر از بني هاشم خواهند آمد كه همه مردم را دعوت به پيروي از خود ميكنند . (ص984)

در ارشاد مفيد و غيبت شيخ از جابر جعفي از امام محمد باقر عليه السلام روايت ميكند كه فرمود : در جاي خود بنشين و حركت مكن تا گاهي كه علائمي را كه براي تو ذكر ميكنم ببيني . تو را نمي بينم كه اين علائم را ببيني و آن ( يعني ان علائم ) اختلاف بني فلان ( بني عباس ) و صداي آسماني و صدايي از جانب دمشق ميرسد كه انجا را فتح كرده اند و قريه اي از شام به نام جابيه به زمين فرو ميرود ، برادران ترك در جزيره فرود مي ايند ، خارجيان رومي هم آمده در رمله پياده ميشوند ، در ان سال اختلافات  بسياري در هر سرزمين از ناحيه ي غرب روي ميدهد نخستين جايي كه خراب ميشود شام است سه دسته در انجا پرچم افرازند پرچم مرد سرخ و سفيد ، و پرچم مرد سياه و سفيد و پرچم سفياني  (ص987)

حضرت صادق عليه السلام فرمودند  :  گويا سفياني ( يا رفيق سفياني ) در كوفه شهر شما فرود امده و از جانب او صدا ميزنند هر كس سر يك نفر از شيعيان علي را بياورد هزار درهم به او خواهيم داد كار به انجا ميرسد كه همسايه همسايه را ميگيرد و ميگويد اين از شيعيان علي است سپس گردن او را ميزند و هزار درهم ميگيرد اگاه باشيد انروز فقط زنازادگان بر شما حكومت ميكنند گويا هم اكنون صاحب نقاب را مي بينم من عرض كردم ( عمر بن ابان كلبي ) صاحب نقاب كيست ؟ فرمود مردي از شماست و تظاهر به عقيده شما ميكند و نقاب به صورت ميزند و شما ره به وحشت مي اندازد او شما را ميشناسد ولي شما او را نمي شناسيد يك يك شما را با سعايت بدام بدبختي مبتلا ميسازد اگاه باشيد كه او زنا زاده است.(ص989)

حضرت صادق عليه السلام فرمودند  :  آمدن اين سه نفر ، خراساني و سفياني و يمني در يك ماه و يك سال و يك روز خواهد بود .پرچم هيچكدام مانند شخص يمني نيست ، او مردم را به سوي حق راهنمايي ميكند (ص985)

 

يعقوب بن سراج روايت ميكند كه گفت به حضرت صادق عليه السلام عرض كردم : فرج شيعيان شما كي خواهد بود فرمود : هنگامي كه بني عباس با هم كشمكش داشته باشند و پايه دولتشان سست گردد و كسي كه هيچ گاه در خود احساس طمع به دولت انها نمي كرد چشم به دولتشان بدوزد و عرب هم از زير بار زور و مشقت ازاد گردند و شوكت هر صاحب شوكتي برطرف شود ، و سفياني و يمني ظاهر گردند و حسني هم حركت كند ، صاحب الامر (عج) با ميراث پيغمبر (ص) از مدينه به مكه ميرود . عرض كردم ميراث پيغمبر (ص) چيست ؟ فرمود : شمشير و زره و عمامه  و پيراهن و عصا و اسب انحضرت با لوازم و زينش   (ص1023)

حضرت صادق عليه السلام فرمودند  :  ظهور صاحب الامر تحقق نمي پذيرد تا اينكه هر صنفي از مردم به حكومت بر مردم برسند تا نگويند اگر ما به حكوت مي رسيديم با عدالت رفتار ميكرديم سپس قائم قيام ميكند و با حق و عدالت حكوت ميكند ( ص1025 – مترجم جمله اي را در پاورقي مي اورد كه فكر نكنم اگر الان بود مياورد )

حضرت صادق عليه السلام فرمودند  : بعضي از وقايع حتمي است كه بايد روي دهد و بعضي غير حتمي است و از جمله امور حتميه خروج سفياني در ماه رجب است  (ص1029)

بطائني نقل ميكند كه گفت : با حضرت امام موسي كاظم (ع) از مكه تا مدينه همسفر بودم روزي ان حضرت به من فرمودند : اگر اهل آسمان و زمين عليه بني عباس قيام كنند به طوري كه زمين از خون انها سيراب شود مادام كه سفياني خروج نكرده  بي اثر است. عرض كردم آقا ، آمدن سفياني حتمي است ؟ فرمود آري حتمي است. آنگاه سر مبارك را پايين انداخت ، و بعد سربرداشت و فرمود : دولت بني عباس بر پايه حيله و نيرنگ قرار گرفته ، اين دولت طوري از ميان خواهد رفت كه اثري از ان باقي نماند انگاه دوباره حكومت انها تجديد ميشود بطوري كه گويي اسيبي به انها نرسيده است  هم در ان كتاب از حسن بن ابراهيم نقل كرده كه گفت  به حضرت امام رضا (ع) عرض كردم : مي گويند قائم در وقتي ظهور ميكند كه دولت بني عباس منقرض شده باشد فرمود : دروغ گفته اند .موقع ظهور او هنوز دولت بني عباس برقرار است. (ص1031)

كليني در كتاب كافي از ابوخالد كابلي ( از اصحاب خاص حضرت سجاد (ع) ) از امام محمد باقر (ع) روايت كرده كه در تفسير اين ايه شريفه ( فاستبقوا الخيرات اينما تكونوا يات بكم الله جميعا ) فرمود : خيرات در اين ايه ولايت و دوستي ماست و انها كه خداوند هر جا باشند يكجا جمع ميكند ، ياران قائم هستند سيصد و سيزده نفر مرد مي باشند سپس حضرت فرمود : به خدا قسم آنها امت معدود ه اي هستند كه در قران است . و خداوند در يك لحظه انها را مانند پاره هاي ابر فصل پاييز در يكجا جمع ميكند (ص1077)

حضرت ابو جعفر (ع) فرمودند : گويا مي بينم كه قائم  در روز عاشورا و روز شنبه در بين ركن و مقام ايستاده  و جبرئيل در پيش ان حضرت صدا ميزند بيعت از ان خداست سپس قائم زمين را پر از عدل و داد ميكند همان طور كه پر از ظلم و ستم شده باشد. (ص 1079 – لازم است گفته شود كه روايات زيادي است كه حضرت روز جمعه ظهور مي فرمايند و البته روايات معتبر ديگري نيز هست مثل همين روايت كه روز شنبه را گويند ميشود روز جمعه ظهور فرمايند و روز شنبه هم دوباره در محل ذكر شده آشكار شوند )

حضرت صادق عليه السلام فرمودند  : قائم در روز عاشورا قيام ميكند . (ص1088)

صدوق در كمال الدين از ابوبصير روايت ميكند كه گفت  به حضرت صادق عليه السلام عرض كردم : يا بن رسول الله از پدرت شنيدم مي فرمود : بعد از قائم دوازده مهدي خواهد بود . حضرت صادق فرمود : پدرم فرموده : دوازده مهدي و نفرمود دوازده امام ،آنها مردماني از شيعيان ما هستند كه مردم را دعوت به دوستي ما و شناسائي ما ميكنند (ص 1238 – حديث واضح است اما نكته اينجاست كه اين بعد فرموده چه موقع است بعد از ولادت قائم (عج) يا بعد از ظهور قائم (عج) كه اگر بگوييم بعد از ظهور قسمت دوم حديث معنا نميشود زيرا فرموده گروهي از شيعه كه مردم را دعوت به دوستي ما و شناسائي ما ميكنند و حال انكه اگر بعد از ظهور باشد كه امام (عج) خود را به مردم ميشناساند و خود شخص امام (عج) تشريف دارند ، اما اگر بعد از ولادت منظور باشد چنانچه در برخي احاديث امده درست ميشود و اين گروه شيعيان كه معلوم است گروه خاص و اندكي هستند ( دوازده نفر كه در اين حديث گفته شده ) در زمان غيبت امام زمان (عج) مي ايند و در ان وقت كه نياز به اين است كه  مردم را دعوت به دوستي ما و شناسائي ما  ميكنند .)

يكي از روايات صحيح و معتبر و و طولاني روايت مفضل بن عمر ( كه از اصحاب خاص و عظيم اشان حضرت صادق (ع) است  ) مي باشد كه در صفحات 1145 تا 1153 در كتاب مهدي موعود يا همان ترجمه جلد 13 امده كه به ان مراجعه شود

و همچنين احاديث معتبر ديگر هم بود كه  در مطالب قبلي  وبلاگ هست و تكرار نكردم

 


موضوعات مرتبط: علائم حتمي و غیر حتمی ظهور امام زمان (عج) ، احادیث ظهور امام زمان (عج) و نشانه ها و علایم آن
برچسب‌ها: جلد سيزدهم بحار الانوار – ترجمه احاديث , ترجمه جلد سيزدهم بحار الانوار علامه مجلسي

تاريخ : جمعه 27 مرداد1391 | | نویسنده : در جستجوی بزرگان |

 

احادیث مرتبط با ظهور امام زمان(عج) و نشانه های ظهور

پيامبر اكرم (ص) فرمودند : آدمي تعجب مي كند از وفور ايمان مردم

 آخرالزمان كه پيامبري را نديدند و امام آسماني را زيارت نكردند و تنها

 ايمان به سطوري مي‌آورند كه بر روي كتاب‌هاي باقيمانده از وحي

 و كلمات معصومين نقش بسته است.         كتاب حكيم

امام علي (ع) فرمودند : برای صاحب‌الزمان ، غيبتي است عظيم كه بايد

 در محور ايمان راسخ بود؛ زيرا كه خيلي‌ها از ما جدا مي‌شوند، حتي

 آنها كه به مقامات بلند رسيده‌اند.         اصول كافي، جلد 1

امام محمد باقر (ع( فرمودند : ايام‌الله سه روز است، يكي روز ظهور

 حضرت قائم ( عج) و ديگري روز رجعت و سومي روز قيامت است   .

                              كتاب حكيم

امام جعفرصادق (ع) فرمودند : خداي تعالي اصحاب قائم (عج) ما را در

 يك لحظه مانند ابرهاي پراكنده جمع مي‌كند و اصحاب امام زمان (عج)

 برابرند با سپاه اسلام در جنگ بدر كه 313 نفر بودند.  كتاب حكيم

امام جعفر صادق (ع) فرمودند : در قيام آن سرور اولياء جمله مفسدين و

 بدخواهان و غاصبين حقوق اهل‌بيت نابود خواهند شد. كتاب حكيم

امام موسي كاظم (ع) فرمودند : خداوند به هنگام ظهور قائم (عج) دين حق

 را بر جمع اديان باطله پيروز مي‌گرداند.               كتاب حكيم

امام محمد باقر (ع) فرمودند : اصلاحات قائم به مساجد نيز مي ‌رسد و هر

 مسجدي كه ظواهرش اشرافي و اعياني باشد، در روز رهايي ويران

مي ‌شود.            بشارت الاسلام، ص 235

امام جعفر صادق (ع) فرمودند : اين امر مقدس (ظهور) به وقوع نمي‌پيوندد؛

 مگر زماني كه تمامي گروه‌ها به حكومت برسند و خود را نشان دهند،

 تا آن كه نگويند كار امام را ما نيز مي توانستيم انجام دهيم .

                          كتاب ميزان الحكمة

امام جعفر صادق (ع) فرمودند : زماني قيام صورت مي‌گيرد كه جهان

 بشريت به يك سوم جمعيت، تقليل يافته باشد و امواج بلاياي طبيعي

 دو سوم را نابود كند.          منتخب الاثر، ص 453

احادیث دیگر در این مورد از حضرت صادق(ع) : این امر نخواهد شد

( امر ظهور امام زمان (عج) ) تا دوثلث مردم از بین بروند(دو سوم از بین

بروند) < اشاره به چگونگی از بین رفتن نشده پس می تواند رفتن به

معناهای متفاوتی باشد رفتن به وسیله ی قتل ، بیماری ،کافر شدن،

بی ایمانی ،... >

عرض کردند كه اگر دوثلث مردم بروند چه ميماند فرمودند آيا راضي نيستيد

 كه ثلث باقي باشيد .ودر احادیثی دیگرروایت شده که از هفت نفر پنج

 نفر بروند یا نه عشر مردم بروند.

امام جعفر صادق (ع) فرمودند : نوروز، تنها در زمان ظهور قائم ما اهل بيت،

 واقعيت مي‌يابد كه خداوند ما را بر تمامي خبائث و رذائل مسلط مي‌گرداند.

                             بحارالانوار، جلد 52

روايت شده است از حضرت صادق عليه السلام : روز نوروز روزي است

كه ظاهر ميشود در آن قائم ما اهل بيت و خداوند او را بر دجال ظفر دهد ....

روایتی است از حضرت صادق عليه السلام  :

كه خروج كند قائم ما اهل بيت روز  جمعه.

در حديثي ديگر است كه حضرت صادق علیه السلام  فرمودند: قائم خروج

كند در روز شنبه روز عاشورا روزي كه حسين عليه السلام در آن

كشته شد.

حضرت صادق عليه السلام فرمودند :

كه قائم خروج نكند مگر در طاق از سالها (طاق یعنی فرد)

 

                             نشانه های ظهور

 

امام صادق علیه السلام در این مورد فرمودند:

خـمـس قـبل قیام القائم علیه السلام :

 الیمانی و السفانی و المنادی ینادی من السماء و خسف بالبیداء و قتل

النفس ‍ الزکیة امام(ع) در ادامه فرمودند: قـبـل قـیـام القـائم خـمـس

عـلامـات مـحـتـومـات : الیـمـانـی و السـفـیـانـی و الصـیـحـة و قتل النفس

الزکیة و الخسف بالبیداء. و نیز فرمودند: النداء المحتوم و السفیانی من

المحتوم و خسف البیداء من المحتوم و الیمانی من المحتوم و قتل الفنس

الزکیه من المحتوم    

 منابع:

1- اکـمال الدین ، صدوق ، ج 2، ص 649، غیبت طوسی ، ص 267،با اندک تفاوت در ترتیب علائم پنجگانه و بحارالانوار، ج 52، ص 203.
2- اکمال الدین ، ج 2، ص 650 و بحار الانوار، ج 52، ص 204.
3- غیبت نعمانی ، ص 252 و 257، و بحارالانوار، ج 52
 

اما آنچه از احادیث به طور کلی معلوم است و از علایم حتمی ظهور است :

- بیرون آمدن سفیانی از شام        -  دجال        - ندای آسمانی      

-  ندای آسمانی دیگردر ماه رمضان                  - قتل نفس زکیه     

- خسف در بیداء                       -  بیرون آمدن یمانی در یمن

 و از حضرت امير عليه السلام روایتی است كه ده چيز است

كه پيش از قيام ساعت( قیامت) لابد از آن است (باید اتفاق بیفتد ) :

1. سفياني  2.دجال  3.دخان  4.خروج قائم  5.طلوع شمس از مغرب

6.نزول عيسي            7.فرو رفتن زمين بمشرق

8.فرو رفتني ديگر بجزيره عرب

9.آتشي كه بيرون آيد از قعر عدن براند مردم  را بسوي محشر

10.(در این حدیث ذکر نشده)                          

و در روايتي ديگراز امام علی (ع) است كه فرمودند : 

 پيش از ظهور قائم مرگي قرمز است و مرگي سفيد ......

در روايتي از حضرت امير عليه السلام كه قائم ظاهر نخواهد شد

 مگر آنكه سرخي در آسمان ظاهر شود و آن اشك  حاملان

 عرش است بر اهل زمين.

و در روايتي فرمودند كه از براي ظهور امام ده علامت است

 اول آنها طلوع ستاره ذوذنب است و در آنوقت هرج و مرج ميشود و

 از علامت تا علامت عجب است پس چون علامات ده‌ گانه بگذرد ظاهر

 شود آن ماه درخشان و  تمام ميشود كلمه اخلاص بر توحيد.

                                                                   

                         تعریفی از دابة الارض

      در کتاب اکمال الدین (حدیث طولانی از امام علی علیه السلام )

...........آگاه باشيد كه بعد از آن طامه كبري است عرض كردند آن چيست

 فرمود خروج دابة الارض از نزد صفا كه با اوست خاتم سليمان و عصاي

موسي خاتم را بر روي هر مؤمن ميگذارد نقش ميشود كه اين مؤمن است

حقاً و مي‌گذارد بر روي كافر نقش ميشود اين كافر است حقاً حتي آنكه

مؤمن ندا ميكند كه واي بر تو اي كافر و كافر ندا ميكند كه خوشا بحال تو

 اي مؤمن كاش من امروز مثل تو بودم و فايز ميشدم بفوز عظيمي پس آن

 دابه سر خود را بلند ميكند كه اهل ميان مشرق و مغرب او را مي‌بينند

 باذن الله و اين حكايت بعد از آن است كه آفتاب از مغرب طلوع كند پس

در آن وقت توبه برداشته ميشود پس نه توبه قبول ميشود و نه عمل بلند

مي‌شود و كسي كه پيشتر ايمان نياورده آن روز ايمان آورد نفع باو نكند

پس فرمود كه ديگر از بعد از اين سؤال نكنيد كه حبيبم صلي الله عليه و آله

عهد كرده است با من كه بغير از عترتم باحدي خبر ندهم .

 

                                     سفیانی

 

ازامام باقرعليه السلام روايت شده است که فرمودند:  اگر سفياني را

مشاهده کني، در واقع پليدترين مردم را ديده اي. وي داراي رنگي بور و

سرخ و کبود است، هرگز سر به بندگي خدا فرو نياورده مکه و مدينه را

نديده است مي گويد: پروردگارا انتقام من با آتش ‍ است .              

                       بحار الانوار/ج52/ص 354  

در حديث ديگري از امام صادق(عليه السلام)

انا و آل ابي سفيان اهل بيتين تعادينا في اللّه : قلنا صدق اللّه وقالوا کذب

اللّه :قاتل ابوسفيان رسول اللّه(صلي الله عليه وآله وسلم) و قاتل معاوية

علي بن ابي طالب(عليه السلام) و قاتل يزيد بن معاوية الحسين بن علي

(عليه السلام) و السّفياني يقاتل القائم؛

ما و خاندان ابوسفيان دو خاندانيم که در مورد برنامه هاي الهي با هم

مخالفت داريم: ما گفته هاي پروردگار را تصديق کرده ايم و آنها تکذيب کردند.

 ابوسفيان با رسول خدا(صلي الله عليه وآله وسلم) مبارزه کرد; ومعاويه با

علي بن ابيطالب(عليه السلام); و يزيد با حسين بن علي(عليه السلام);

وسفياني با امام قائم مبارزه خواهد کرد.     

                      بحار الانوار/ ج 52 /ص 190

از جمله در روايتي از امام علي بن الحسين(عليه السلام) نقل شده:

امر السّفياني حتم من اللّه ولايکون قائم الاّ بسفياني

ظهور سفياني از مسائل حتمي و مسلّم است ....

                  بحار الانوار/ ج 52/ص182

                                                                      

                                       دجال

ودر روایتی که در چند کتاب معتبر از جمله بحار الانوار و اکمال آمده است

 روایت شده از امام علی(ع) در باره ی دجال و ویژگی های آن :

............. پس برخواست اصبغ بن نباته و عرض كرد يا اميرالمؤمنين

 دجال كيست فرمود :*شقي (بدبخت) كسي است كه او را تصديق كند و

سعيد(سعادتمند) كسي است كه او را تكذيب كند* از دهی(روستایی) که

به نام یهودیه معروف است واز شهری به نام اصبهان بیرون می آید

(خود را نشان میدهد)* چشم راستش کور است* و چشم دیگرش در

پیشانی است درخشان مانند ستاره صبح و سرخ است میان دو چشمش

که در آن نوشته شده است کافركه هر كس آن را ميخواند(یا میتواند بخواند)

* به تمامی دریاها خواهد رفت * و آفتاب با او سیر می کند (حرکت میکند)*

 در جلوی آن کوهی است از دود و پشت سرش کوهی است سفید که به

 نظر می رسد طعام وغذا است* در سال قحط و قحطی بیرون می آید *

 بر خری خاکستری رنگ سوار است* گام خرش یک میل است* زمین

 برایش پیچیده می شود* از جایی به جایی نمی رود مگر آنکه آبهای آنجا

 فرو می رود وخشکیده می شود تا روز قیامت * با صوتش ندا میکند  كه

 جميع جن و انس و شياطين مي‌شنوند ميگويد بشتابيد بسوي من دوستان

 من انا الذي خلق فسوّي قدّر فهدي انا ربكم الاعلي و او دروغ میگوید و

دشمن خداست............... و خدا او را میکشد در شام بر گردنهٔ كه

 معروف به افيق است سه ساعت از روز جمعه رفته بر دست كسي كه

 مسيح در پشت سر او نماز ميكند (یعنی به دست امام زمان (عج)

 که حضرت عیسی در پشت سر ایشان نماز می خوانند کشته

می شود ) ....

 

مطلبی دیگر  برای دجال : آنچه از روايات برميآيد آنست هر پيغمبري امت

خود را از آن ترسانيده و خداوند آنرا بتأخير انداخته است تا باين امت و او

هم در دهم جمادي‌الاولي كه روز خروج سفياني است خروج خواهد كرد از

 اصفهان از دهي كه مسمي به يهوديه است و در روايتي از سجستان خروج

 ميكند و ميشود كه اصلش سجستاني باشد يا وقت نهايت تسلطش از آنجا

باشد و باين واسطه راست است كه از سجستان خروج كرده و لكن مظهر

او از اصفهان باشد و آن شخصي است كه چشم راست ندارد و چشم ديگر

او در پيشاني اوست روشن است مثل ستاره صبح در چشمش قطعه

خوني باشد يعني قرمز است در پيشاني او نوشته است كه كافر حقاً

همه افراد او را ميتوانند بخوانند پس گويا صفت كفار بر روي آنست كه خباثت

و كثافت كفر باشد و سيماي كفار دارد كه همه كس آن را ميتوانند بخوانند

همه جاي زمين از بر و بحر سير كند در پيش روي خود كوهي از دود نشان

ميدهد و از پشت سر كوهي سفيد چنان بمردم مينماياند كه آن طعام است

و در آن سال قحط شديد باشد و سوار است بر خري سفيد گام خرش يك

ميل باشد زمين از براي او پيچيده شود بهيچ آبي نميگذرد مگر آنكه آن آب

فرو ميرود و تا روز قيامت بيرون نميآيد ندا ميكند با صوت بلند خود كه ميان

مشرق و مغرب ميشنوند از جن و انس و شياطين هر كه باشد ، ميگويد

بشتابيد بسوي من اي دوستان من انا الذي خلق فسوي و قدر فهدي انا

ربكم الاعلي يعني منم كسيكه خلق كرد و ساخت و مقدر كرد و هدايت

نمود منم خداي اعلٰيِ شما و بيشتر تابعان او آن روز اولاد زنا و صاحبان طيلسانهاي سبزند و ظاهراً مراد يهود باشد و خداوند او را خواهد كشت بر

گردنهٔ كه نام آن افيق است در روز جمعه سه ساعت از روز رفته و آن روز

روز نوروزهم باشد و كشنده او حضرت صاحب‌الامر است و او را در كناسه

كوفه به صلابه خواهندزد.              بحار الانوار – ج52

 

روایتی دیگر از کتاب اکمال

....................  پس فرمودند باصحاب خود ايها الناس خدا مبعوث نكرد

پيغمبري مگر آنكه ترساند قوم خود را از دجال و آن را خداوند مؤخر كرده

است تا امروز پس هر وقت كه امر او مشتبه شود بر شما بدانيد كه خداي

شما يك چشم نيست او بيرون خواهد آمد سوار بر خري كه پهناي ميان دو

چشمش يك ميل باشد بيرون ميآيدو با او بهشتي و جهنمي است و كوهي

از نان و نهري از آب است بيشتر تابعان او يهودند و زنان و اعراب همه آفاق

زمين را داخل ميشود مگر مكه و اطراف مكه را و مدينه و اطراف  مدينه را .

 

چند نکته در مورد این حدیث یا احادیث مشابه : این احادیث چون منبع آنها معتبر است پس حتما

درست می باشند اما افراد در رویارویی با این جور احادیث تفکرات مختلفی دارندهمان گونه که در

 فضای اینترنت دیده میشود عده ای این احادیث را سمبلیک و نمادین می دانند و عده ای به همان

 معنای ظاهر حدیث ، بر همین اساس عده ای دجال را یک فرد مشخص می دانند و عده ای دجال

را فردی نمادین می دانند که می تواند تعدد هم داشته باشد و بیش از یک فرد باشد اما چیزی که

 مهم است که همه اینها احتمالاتی است که افراد مختلف میدهند و هر کدام می تواند درست و یا

غلط باشد و نمیشود به طور یقین گفت که این احادیث سمبلیک است یا غیر سمبلیک .

 

                         علایم نزدیک بودن ظهور

 

واز کتاب اکمال نقل شده که حضرت امير عليه السلام خطبه خواندند پس

حمد و ثناي خداوند را كردند و درود بر پيغمبر صلي الله عليه و آله فرستادند

پس سه مرتبه فرمودند كه سؤال كنيد از من ايها الناس پيش از آنكه مرا

نيابيد..........

(درجواب فرد سوال کننده، امام علی (ع) علامـاتـی را ذکر کردند که از این قرارند):

آن وقتی است كه مردم نماز را بميرانند(نمازنخوانند) * امانت را ضايع كنند

 (خیانت در امانت کنند) * دروغ را حلال شمرند * ربا بخورند * رشوه بگيرند

*ساختمان های محکم بسازند * دین را به دنیا بفروشند * سفها را عامل

كنند * با زنان شور كنند * قطع رحم نمايند * متابعت هواها كنند *خون را

آسان شمرند * عقل ضعيف باشد *ظلم فخر باشد * اميران فاجر و وزيران

ظالم و معرفان خائن و قراء فاسق باشند * ظاهر شود شهادت بي ‌جا *

فجور كنند وبهتان و گناه و طغيان پيدا شود* قرآنها را زينت كنند و مساجد را

نقش كنند و منارهاي بلند  سازند * شروران مكرّم باشند * صفوف جمع

باشد و دلها مختلف و عهدها شكسته و روز موعود نزديك شود * زنان

شريك مردان شوند در تجارت بجهت حرص و طمع بر دنیا * صداي فاسقان

بلند باشد و گوش بسخن آنها دهند * كفيل و بزرگ قوم رذل‌تر آنها باشد* از

فاجر بترسند بجهت تقيه از شرّش* دروغگو را تصديق كنند و خائن را امين

شمرند* كنيزان خواننده و اسباب ملاهي بخرند * و لعنت كند آخر اين امت

اولش را * زنان سوار زين شوند و زنان شبيه بمردان شوند و مردان شبيه

بزنان * شاهد بي آنكه او را بشهادت طلبند شهادت دهد * طلب علم كنند

نه براي دين(برای دنیا وغیره) * اختيار كنند عمل دنيا را برعمل آخرت *

پوست ميش پوشند بر دل گرگ و دلهاشان گنديده‌تر از جيفه باشد و تلخ‌تر

از صبر*  .....................و تا آخرحدیث که حدیثی طولانی است .

                  

( ودر پایان این بخش یاد آور می شوم آنچه در این بحث گفته می شود باید از

 احادیث معتبر چهارده معصوم ( ع) و از منابع شیعه و علمای شیعه باشد و

از خرافاتی که مسیحی ها به آن اعتقاد دارند یا در کتابشان است دوری شود

تا اَراجیف آنها وارد شیعه   نشود و همچنین مطالب و خرافات دیگر ادیان و

مذاهب و حتی اهل تسنن نباید داخل شود چون که امام زمان (عج)  در

مبحث شیعه وجود دارد و نه در جایی دیگر، گرچه آنها هم مباحثی درباره ی

موعود دارند اما هیچ ربطی به شیعیان ندارد مگر برای آوردن نمونه اعتقادات

مشابه).

                                       و السلام .


موضوعات مرتبط: احادیث ظهور امام زمان (عج) و نشانه ها و علایم آن

تاريخ : دوشنبه 25 مرداد1389 | | نویسنده : در جستجوی بزرگان |
.: Weblog Themes By BlackSkin :.